گوگ تپه خالصه 8 - ( ایل دایاغیم)

ای گوگ تپه خالصه ! هــر كـــس سنه اولدوز دييه اوزوم ســــــــــنه آي دئميشم

گوگ تپه خالصه 8 - ( ایل دایاغیم)

اسماعیل عبادی
گوگ تپه خالصه 8 - ( ایل دایاغیم) ای گوگ تپه خالصه ! هــر كـــس سنه اولدوز دييه اوزوم ســــــــــنه آي دئميشم

سرودی برای وطنم - گوگ تپه خالصه

 تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com  

ای سلامم ، ای سرودم
ای نگهبان وجودم
ای غمم تو، شادی ام تو
مایه آزادی ام تو ...    ای وطن!
ای دلیل زنده بودن
ای سرودی صادقانه
ای دلیل زنده ماندن
جانپناهی جاودانه ...      ای وطن!
همچو رویش در بهاران
همچو جان در هر بدن
مثل بوی عطر گلها
مثل سبزی چمن ...     ای وطن!
مثل راز شعر حافظ
مثل آواز قناری
همچو یاد خوش ترین ها
همچو باران بهاری ...    ای وطن!
مثل غم در مرگ مادر
مثل كوهٍ غُصه هایی
مثل سربازان عاشق
قهرمان قصه هایی ...     ای وطن!
همچو آواز بلندی
از بلندیهای پاك
باغروری، با گذشتی
با وفایی همچو خاك گوگ تپه خالصه  ای وطن!
ای وطن!
ای وطن!

 تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com  



تاريخ : سه شنبه بیست و نهم اسفند ۱۳۹۱ | 16:23 | نویسنده : اسماعیل عبادی |

وفات حضرت رقیه علیهاالسلام

 تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com
 
وفات حضرت رقیه علیهاالسلام

محل شهادت:خرابه های شام

دلیل شهادت:

زیر تازیانه در خرابه های شام

که دیده است که جوجه کبوتری توفان زده را تیر و کمان حواله کنند؟

آه، رقیه! بال های سوخته را طاقت سنگ نیست. لب های تشنه ات را خاک پاشیدند و چشمان به اشک نشسته ات را آشنای تازیانه ها کردند.

خدایا! حجم این همه تاریکی را کدام خورشید، روشن می تواند کرد؟

فریاد جگرخراشت را در خشت خشت خرابه های شام مویه می کنم و وسعت رنجت را با کوه ها در میان می گذارم. غبار اندوهت را هیچ بارانی نمی توانده شست.

کدام اندیشه پلید...؟

کدام دست، گوشه گیر این خرابه ات کرد و شناسنامه مصیبت در دستانت گذاشت؟

کدام اندیشه پلید، چشم های کوچکت را گریه خیز ماتم ها کرد؟

به کدام جرم، گام های کودکی ات را این چنین آواره صحراها کردند؟

این وقاحت ظالم، از روزنه کدام غار بیرون ریخت که شب هایت را بی ستاره کرد و شانه هایت را بی تکیه گاه؟

دیوارهای ستم گر تاریخ، چشم هایت را تحمل نتوانستند و نفس های معصومت را به چوب ها سپردند.

زمین، همیشه این گونه پنجره ها را به باد داده است.

اندوهت را می گذاری و می روی

ثانیه های محنت بارت، صفحات خیالم را می سوزاند.

بر کتیبه های سوخته می نویسمت و وجدان های بیدار جهان را به قضاوت می طلبم.

ناله های کودکی ات، خاطر بادها را پریشان کرده است.

قناریان تنها، تاریک خرابه را به یاد می آورند و می گریند.

پنجره ها، کابوس های سیاهت را تب می کنند.

خارها، پاهای برهنه ات را جگرریش می کنند.

می روی و کوچکی دنیا را به طالبانش وامی گذاری. اندوهت را بر صورت خرابه می پاشی و می گذری تا به لبخندی ابدی بپیوندی.

چشمان سیلی خورده ام طاقت ندارد

با گونه هایم خنجرت الفت ندارد

سیلی بزن دستان تو غیرت ندارد

گفتند آن سر، روی نیزه مال باباست

مادر بگو این حرف ها صحت ندارد

مادر بگو این قدر بر بابا نتازند

چشمان سیلی خورده ام طاقت ندارد

از خون و خاکستر جدا کن کفترت را

آخر به این گهواره ها عادت ندارد

بلعید آتش خیمه ها را آه، مادر!

پاهای من دیگر چرا قدرت ندارد

با همین سه سالگی

رقیه ندیری

سه سالگی اش بر مدار عاشورا می چرخد.

اتفاقی که طنین خنده های کودکانه اش را به غارت می برد

در عطش می ماند و می گدازد.

فرات از چشمانش مهاجرت می کند.

بی پناهی اش، در تمام بیابان ها تکثیر می شود

این سه سالگی اوست که در ویرانه ای کنار کاخ سبز، به اهتزاز درآمده و مکر خاندان ابوسفیان را به زانو درآورده است.

این بود، اجر رسالت؟!

  تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com

جز این بود که آمده بودید تا راهنمایشان باشید؟! جز این بود که نمی خواستید سر از گمراهی ها در بیاورند؟! این بود اجر رسالت مردی که سال ها با عرق جبین و اشک چشم، سنگ ها را از پیش پایشان برداشته بود تا زمین نخورند و زخمی نباشند؟!

سنگدلان، بار غمت را سبک نکردند

تمام دردهایت یک طرف و از دست دادن زانوانی که رویشان به خواب می رفتی و نیایش هایت را می خواندی، طرف دیگر... .

وقتی میان خون و آتش، صدای گریه ات، دل سنگ را می لرزاند و پاهای تاول زده ات، سختی ها را گلایه می کرد، همه چشم ها کور بودند و دل ها سنگین تر از آن بود که بار سنگین دلت را سبک تر کند... .

صبر را از که آموخته بود؟

دست هایت کوچک بودند برای به آغوش کشیدن صبر و سختی. اما تو چقدر سربلند بیرون آمدی از دردها و دلتنگی ها! صبر را از چه کسی به ارث برده بودی، نمی دانم! اما ایمان، هم پای تو بزرگ شده بود.

هم سن و سال هایت، سرگرم بازی بودند؛ اما تو انگار رسالتت بود که انسان را سربلند کنی!

چقدر زود... !

  تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com

گرچه سه سال بیشتر ندارد، اما صدسال شکایت از این اندک سال دارد؛ شکایت هایی که تاب باز گفتن شان را ندارد. بغض ها روی هم جمع شده است و به یک باره می خواهد فوران کند؛ آن هم در میان خرابه ای در یک شهر بزرگ که مردمانش یک روز تمام را بر آنان سنگ زده اند و بر غم کاروان افزوده اند و اینک رفته اند تا آسوده بخوابند؛ آسودگی شان را صدای گریه کودکی سه ساله برهم می زند. سه سال بیشتر ندارد، اما صدای گریه اش، خواب آسوده یک شهر را برهم می زند... و چقدر زود صدایش خاموش شد!

درد دل

نبودی طعنه خار بیابان پای ما را زد

زبان کوفه خیلی حرف ها را پشت بابا زد

میان راه دستی گوشوار از گوش من چید و

به دور از چشم هایت زخم سیلی بر رخ ما زد

خودم دیدم دلت پیش دل من بود بابا جان

در آن هنگامه وقتی سینه ات را اسب ها پا زد

نمی دانی چه حالی می شوم یادم که می افتد

زبان آتش اما با چه خشمی خیمه را تا زد

نمی دانی تو بابا! چندبار از فرط نوشیدن

سکینه مشک های خالی خود را به لب ها زد

لب دریا کویر خشک و شرم آلوده ظلمت

الهی بشکند دستش که بر لب های دریا زد!

پدر، این ها که هیچ آن جا دل من کنده شد از جا

سرت را روی نیزه روبه روی چشم زن ها زد

 تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com



تاريخ : سه شنبه بیست و نهم اسفند ۱۳۹۱ | 16:23 | نویسنده : اسماعیل عبادی |

..فصل پنجم 17 رمضان


 تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com  
 

1. جنگ بدر

الف) آشنایی با جنگ بدر

ـ هفدهم رمضان سال دوم هجری، سال روز جنگ بدر (اولین جنگ رسمی میان پیامبر اعظم صلی الله علیه و آله و مشرکان مکه) است.

ـ 313 مسلمان با سه اسب و هفتاد شتر در یک سوی میدان و 950 نفر با صد اسب، هفتصد شتر و شش صد نیروی زره پوش در سوی دیگر میدان بودند.

این نبرد، نخستین نبرد پیامبر بود و خداوند در آن، اسلام را عزیز و سربلند کرد و اهل شرک را به ذلت نشاند.

ب) پیام جنگ بدر

ایمان، توانِ به پیروزی رساندن یک گروه کوچک، بر لشکر بزرگ تا دندان مسلح را دارد.

ج) امدادهای الهی در جنگ بدر از زبان قرآن

یک ـ نزول فرشتگان

خداوند با فرستادن هزار فرشته، به استغاثه پیامبر و مسلمانان پاسخ داد و آنان را یاری کرد:

[به یاد آورید] زمانی را که پروردگار خود را به فریاد می طلبیدید، پس دعای شما را اجابت کرد که من شما را با هزار فرشته پیاپی یاری خواهم کرد. (انفال: 9)

دو ـ فرا گرفتن خواب سبک

خداوند برای رفع اضطراب و تجدید قوا، خواب سبک و آرام بخشی را بر آنان مسلّط ساخت و آنان را در پناه امن خود قرار داد.

سه ـ نزول باران

خداوند، باران پربرکتی فرو فرستاد تا مسلمانان بتوانند با غسل کردن، خود را از پلیدی رها سازند. نزول باران سبب شد تا زمین محل استقرار مسلمانان، سفت و محکم شود و برعکس زمین زیر پای مشرکان به صورت گل آلود و باتلاقی درآید.

چهار ـ افکندن رعب در دل مشرکان

علاوه بر امدادهای فوق، خداوند در دل های مشرکان رعب و هراسی افکند که به تعبیر قرآن کریم، نفس شرک و اعتماد نداشتن به خداوند، علت پدید آمدن ترس در دل های آنان است.

د) نکته های آموزنده رهبری پیامبر در نبرد بدر

یک ـ تکیه بر خداوند

پیامبر، هنگام آغاز نبرد دست به دعا برداشت و از درگاه خداوند وفای به وعده و پیروزی مسلمانان را خواستار شد و با این کار خود توانست این باور را به سپاه منتقل کند که هیچ نیرویی توان مقاومت در مقابل اراده الهی را ندارد و وعده او قطعی است.

دو ـ پرهیز از تبعیض در استفاده از امکانات

در این نبرد، سپاه اسلام تنها هفتاد شتر داشت که هر سه نفر به نوبت سوار یک شتر می شدند. پیامبر خدا با اینکه رهبری این نبرد را بر عهده داشت، ولی مانند بقیه به نوبت از امکانات استفاده می کرد.

سه ـ استفاده از نظر کارشناسی انصار

پیامبر هنگام برپایی اردو از انصار خواست تا موقعیتی مناسب از نظر نظامی را به او معرفی کنند. وقتی حباب بن منذر انصاری کنار چاه های بدر را از نظر نظامی مناسب معرفی کرد، حضرت دیدگاه مشورتی و کارشناسانه او را پذیرفت.

چهار ـ رعایت تاکتیک های نظامی

ـ به دست آوردن اطلاعات دقیق از سپاه دشمن

ـ استقرار سپاه در محل مناسب پشت به خورشید

ـ انتخاب شعارهای جنگی مناسب همچون: یا عبداللّه، اَحَد اَحَد، اللّه مولانا و لا مولی لکم.

پنج ـ پرهیز از آغاز نبرد

پس از استقرار دو سپاه، پیامبر کوشید قریش را از جنگ منصرف کند، ولی قریشیان متکبر نپذیرفتند و با کشتن برخی از مسلمانان، نخستین حمله خود را آغاز کردند.

شش ـ توجه به بالا بردن سطح آموزشی مسلمانان

پیامبر اعظم صلی الله علیه و آله در پایان نبرد، به خانواده های اسیرانی که توانایی پرداخت فدیه نداشتند، فرمود: «هر اسیری که بتواند به ده نفر از مسلمانان خواندن و نوشتن بیاموزد، آزاد خواهد شد».

ه) عوامل پیروزی مسلمانان

1. ایمان به هدف و استقامت در راه آن

2. اطاعت از رهبری

3. ایثار

4. تکیه دشمن بر غیر خدا

5. تکبر ورزیدن دشمن

و) جنگ بدر، مهم ترین نمونه اتحاد مسلمانان

جنگ بدر، نخستین جنگ سپاه اسلام با سپاه کفر بود و مسلمانان در این جنگ به خوبی غلبه قدرت ایمان و اتحاد اسلامی را بر سپاه شرک و کفر به نمایش گذاشتند. با وجود کمی تعداد و تجهیزات جنگی، مسلمانان با اتحاد و یک پارچگی و تسلیم در برابر رهبری پیامبرتوانستند مشرکان و مخالفان خود را مغلوب کنند و ندای اتحاد خود را به گوش مخالفان خود برسانند. همچنین توانستند موقعیت خویش را در سراسر عربستان تحکیم بخشند.

از آن پس بود که دیگر مخالفان مانند یهود و نصارا، مسلمانان را یک امت واحد و قدرت جدّی در عربستان به شمار آوردند.

2. معراج

دانشمندان اسلام بر این باورند که پیامبر هنگامی که در مکه بود، به قدرت پروردگار، در یک شب از مسجدالحرام به مسجدالاقصی در بیت المقدس رفت و از آنجا به آسمان ها صعود کرد و آثار عظمت خدا را در پهنه آسمان دید و همان شب به مکه بازگشت. همچنین مشهور است که این سیر زمینی و آسمانی را با جسم و روح انجام داد.

الف) هدف معراج

هدف از معراج پیامبر این بود که روح بزرگ پیامبر، اسرار عظمت خدا را در سراسر جهان هستی به ویژه عالم بالا که مجموعه ای از نشانه های عظمت او است، ببیند و درک و دید تازه ای برای هدایت و رهبری انسان ها بیابد.

امام صادق علیه السلام فرمود:

خداوند هرگز مکانی ندارد و زمان بر او جریان نمی گیرد، ولی او می خواست فرشتگان و ساکنان آسمانش را با قدم گذاشتن پیامبر در میان آنها محترم بدارد و نیز از شگفتی های عظمتش به پیامبرش نشان دهد تا پس از بازگشت برای مردم بازگو کند.

ب) پندهای معراج

در آن شب ملکوتی، پروردگار با رسول خود سخنانی گفت که به مناجات در شب معراج مشهور است. در آغاز خطاب ها، کلمه «یا احمد!» وجود دارد؛ یعنی نام آسمانی پیامبر در برابر محمد، نام زمینی آن بزرگوار قرار گرفته است. برای اینکه از باغ ملکوتی این مناجات، گلی چیده باشیم، بخش هایی از آن را می آوریم:

یک ـ برترین کردار

خداوند عزوجل در پاسخ پیامبر درباره بهترین کارها فرمود: «هیچ کرداری نزد من، بالاتر از توکل بر من و خشنود بودن به آنچه من قسمت کرده ام، نیست».

دو ـ شایستگان محبت خداوند

محبت من کسانی را در بر می گیرد که برای رضای من، محبت، عطوفت و مهربانی می کنند و برای من با دیگران می پیوندند و بر من توکل می کنند.

اینان کسانی هستند که به مردم همان گونه می نگرند که من می نگرم و دست نیاز به سوی خلق دراز نمی کنند؛ شکم آنان از مال حرام، تهی است. خوشی و کامرانی آنان در دنیا، یاد و محبت و خشنودی من از ایشان است.

سه ـ پارساترین مردمان

ای احمد! اگر دوست داری پارساترین مردمان باشی، نسبت به دنیا، زهد پیشه کن و نسبت به آخرت، رغبت داشته باش! از خوراکی و آشامیدنی و پوشاک دنیا، کم بهره گیر و برای فردا، چیزی ذخیره مکن و همواره به یاد من باش.

چهار ـ ویژگی دنیازدگان

اهل دنیا کسی است که خوردن و خندیدن و خواب و غضبش، زیاد و خشنودی او، کم است. اگر به کسی بدی کرد، از او پوزش نمی خواهد و عذر کسی را که از او عذرخواهی می کند، نمی پذیرد. هنگام عبادت، کسل و هنگام گناه، شجاع است. آرزویش، دور و دراز و مرگش، نزدیک است. به حساب خود نمی پردازد. سودش کمتر به دیگران می رسد. بسیار سخن می گوید و هنگام رسیدن به غذا، بسیار شادمان می شود... .

پنج ـ ویژگی اهل آخرت

ای احمد! اهل خیر و آخرت، شرمگین هستند. حیای آنان زیاد و حماقتشان کم است. سودشان، فراوان و حیله آنان، اندک است. مردم از دست آنان در رفاهند، ولی خود از دست خویش در رنجند. سخنشان سنجیده است؛ به حساب خود می پردازند؛ خود را به زحمت می افکنند.

چشم هایشان می خوابد، ولی قلبشان نمی خوابد. چشم هایشان، گریان و قلب هایشان به یاد خداست. هنگامی که دیگر مردمان در غفلت به سر می برند، آنان به یاد حق هستند... .

شش ـ پاداش زاهدان

مردم محشور می شوند و در حساب آنان دقت می شود، ولی زاهدان از این امر در امان هستند. کمترین چیزی که به زاهدان می دهم، اعطای کلیدهای بهشت به آنان است، تا از هر دری که خواستند، وارد بهشت شوند.

هفت ـ پرهیزکاری، زینت مؤمن

ای احمد! بر تو باد پرهیزکاری؛ زیرا ریشه، ساقه و شاخه دین، پرهیزکاری است و بنده با آن می تواند نزد خداوند تعالی، تقرب یابد.

ای احمد! پرهیزکاری، زینت مؤمن و پایه و ستون دین است. پرهیزکاری چونان کشتی است. همان گونه که از گرداب دریا جز با کشتی نمی توان رهایی یافت، زاهدان نیز جز با پرهیزکاری نمی توانند رهایی یابند... .

هشت ـ ارزش سکوت

ای احمد! بر تو باد سکوت و کم گویی؛ زیرا آبادترین مجلس و محفل، قلب های شایستگان و کم گویان و ویران ترین مجلس و محفل، قلب های بیهوده گویان است.

نه ـ اهمیت رزق حلال

ای احمد! عبادت، ده بخش است. نُه بخش آن، دست یابی به کسب حلال است. پس اگر خوردنی و آشامیدنی خود را از راه حلال فراهم آوردی، در لوای پشتیبانی من خواهی بود.

ده ـ ویژگی عابدان

1. پرهیزی که او را از محرمات نگاه دارد.

2. سکوتی که او را هنگام سخنان بیهوده مهار کند.

3. ترسی که هر روز بدان سبب، گریه اش افزون شود.

4. حیایی که در خلوت از من شرم کند.

5. خوردن به اندازه ای که نیاز او را رفع کند.

6. کینه نسبت به دنیا به دلیل کینه ای که من به دنیا دارم.

7. عشق به خوبان به دلیل عشقی که من به آنان دارم.

ج) سخنان امامان معصوم علیهم السلام درباره معراج

1. رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود:

زمانی که به سوی آسمان عروج داده شدم، ندا آمد: ای محمد! گفتم: لبیک ای پروردگار من! فرمود: تو بنده من هستی و من پروردگار تو هستم. پس مرا بپرست و به من توکل کن! همانا تو نور من و چراغ من در بین بندگانم هستی. تو رسول من به سوی آفریدگانم هستی و حجت من بر بندگان خوب من هستی. برای تو و برای کسانی که از تو پیروی می کنند، بهشت را آفریدم و برای کسانی که با تو مخالفت می ورزند، دوزخ را. برای اوصیایت، کرامتم را واجب کردم و برای شیعیان ایشان، پاداشم را.

2. امام صادق علیه السلام فرمود:

از پیروان ما نیست کسی که چهار چیز را انکار کند: معراج پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله ، پرسش و پاسخ در قبر، آفرینش بهشت و دوزخ، شفاعت ما اهل بیت علیهم السلام .

همچنین نیز فرمود:

کسی که به درستی به رجعت (بازگشت امامان و اولیای خدا به دنیا و آخر زمان) و حج تمتّع و مُتعه زنان اقرار کند و مسئله معراج، پرسش قبر، حوض کوثر، شفاعت اهل بیت علیهم السلام ، آفریده شدن بهشت و دوزخ، پل صراط، حشر و نشر قیامت و حساب رسی آن روز را باور کند، به راستی باایمان است و از پیروان ما (خاندان رسالت) خواهد بود.

د) حکایت معراج (پیام کوتاه)

شب بود و زمین، چشم به راه بازگشت محمد صلی الله علیه و آله بود و آسمان، اخترباران.

شب بود و مسجدالاقصی در خویش نمی گنجید و آرام گاه یعقوب و یوسف، ابراهیم و ساره و مریم غرق در روشنایی فراگیر عبور محمد صلی الله علیه و آله بود.

تو از «سدرة المنتهی» گذشتی و جبرئیل نتوانست بیش از این راه پوید.

تمام آسمان روشن بود و تمام خاک، بوی باران می داد. شب بود و محمد صلی الله علیه و آله باید آسمان را از این همه چشم به راهی برهاند.

تو می رفتی به سمتی که در آن هیچ بن بستی نبود. به جایی که یک دستی و یک رنگی در آن موج می زد، به جایی که در آن، فقط خدا بود و خدا، و تنها تو را جرئت پرواز بود.

حکایت معراج؛ حکایت در نَوردیدن همه فاصله ها و مَحرم شدن به همه آسمان هاست.

حکایت معراج؛ حکایت پا فراتر گذاشتن از گلیم خاک و سر برافراشتن در عرش خداست.

امشب، شب معراج انسانی کامل است که از دایره مادیات بیرون شد و به عرش الهی سفر کرد.

آیین نگارش و نامه نگاری اداری

ه) معراج، سفر آسمانی (اشعار)

شبی برنشست، از فلک برگذشت به تمکین و جاه از فلک برگذشت
چنان گرم در تیه قربت براند که بر سدرة، جبریل از او باز ماند
بدو گفت سالار بیت الحرام که ای حامل وحی! برتر خرام
چو در دوستی، مخلصم یافتی عنانم ز صحبت چرا تافتی؟
بگفتا: فراتر مجالم نماند بماندم که نیروی بالم نماند
اگر یک سرِ موی برتر پرم فروغ تجلی بسوزد پرم

سعدی

آیین نگارش و نامه نگاری اداری

آن میهمان لیله اسرا که برنهاد در بزم قرب خالق لیل و نهار، پا
چون برق، پای بر سر گردون نهاد، رفت بنهاد بر بُراق، آن شهسوار، پا
از کعبه تا به مسجد اقصی به لحظه ای بگذشت و هیچ جا، نگرفتش قرار، پا
ای رَهْرُوِ «دَنی فَتَدَلّی و قابَ قَوس» بین تا کجا نهاده ای، ای شهریار، پا
چون دست، بشست از همه عالم به غیر دوست بنهاد تا به عرش خداوندگار، پا

خوشدل تهرانی

آیین نگارش و نامه نگاری اداری

شب معراج بود و تا سپیده، آسمان رقصید به زیر دست و پای اختران، آن شب زمان گم شد
تو نوح نوحی، اما قصه ات شوری دگر دارد که در توفان نامت، کشتی پیغمبران گم شد
شب معراج، در چشم تو خورشیدی تولد یافت شب معراج زیر پای تو، صد کهکشان گم شد
ببخش، ای محرمان در نقطه خال لبت حیران! خیالِ از تو گفتن داشتم، اما زبان گم شد

آیین نگارش و نامه نگاری اداری

چو از شش جهت، یک جهت شد روان بُراقش رساندش ششمْ آسمان
تُحَفْ کرد ایثار آن نور پاک که شاید ز نورش شود تابناک
ملایک چو دیدندش از هر طرف به سویش دویدند با صد شعف
تحیت یکی گفت، آن یک درود یکی شکر کرد از خدای وَدود
که ای مقدمت مایه افتخار ملایک به درگاه تو بنده وار
قدوم تو زینت ده آسمان ز تو آسمان، معبد قدسیان

آیین نگارش و نامه نگاری اداری

ای نقش معارج معانی معراج تو نقل آسمانی
از حجله عرش بر پریدی هفتاد حجاب را دریدی
بازار جهت ز هم شکستی از زحمت فوق و تحت، رستی
هم حضرت ذوالجلال دیدی هم سرّ کلام حق شنیدی

آیین نگارش و نامه نگاری اداری



تاريخ : سه شنبه بیست و نهم اسفند ۱۳۹۱ | 16:23 | نویسنده : اسماعیل عبادی |

گوگ تپه خالصه - بالالار اوچون لايلا‌لار

 

 تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com  

بعضاً بئشيک نغمه‌سي آدي ايله ياييلميش لايلالارين دا اؤزونه¬مخصوص خصوصيت‌لري واردير. لايلا‌لار بئشيک باشيندا آنا‌لارين خصوصي ريتم و آهنگله زمزمه ائتديگي نغمه‌لردير. بو نغمه‌لرده آنانين کؤرپه‌سينه درين محبتي، اونون بو گونونه، صاباحينا بسله¬ديگي اومودو عکس اولونموش‌دور. لايلا‌لارين باشليجا خصوصيت‌لريندن بيري اودور کي، بورادا دا کؤرپه اساس اوبيئکت‌دير، لايلانين اوخونماسيندا کؤرپه‌نين اشتراکي واجب دگيل‌دير. بعضاً آنا بئشيک باشيندا اوخويوب ياتيرديغي کؤرپه‌دن آيريلير، لاکن اؤزونون امک پروسئسينده - يون اوررکن، خالچا توخويارکن اؤز-اؤزلوگونده لايلاسيني داوام ائتديرير. لايلا‌لارين باشليجا خصوصيت‌لريندن بيري بورادا سسلرين اوخشارليغيندان آهنگدار ريتمين يارانماسي‌دير. بعضاً آنا لايلالارين سؤزلريني تکرار ائتمير، عمومي ريتمي زمزمه ائدير، حزين و آهنگدار بير موسيقي يارانير. بو فوسونکار ريتم سسلرين ريتمي و آهنگدارليغي‌دير. بو، آنانين کؤرپه‌سينه جوشغون محبتله ياراتديغي موسيقي‌نين پوئزياسي‌دير.
روس اوشاق فولکلوروندا بئشيک نغمه‌لرينين منشأ خصوصيت‌لريندن بحث ائدرکن و.آ.واسيلئنکو يازير کي، بئشيک نغمه¬لرينين ايکينجي آدي - »بايکي« قديم روس ديلينده¬کي »بات« يعني »دانيشماق«، سؤيلمک »شئپتاتغ« سؤزوندن عمله گلميش‌دير. »بايات« فعلي جانلي روس ديلينده اون يئدديجي عصره قدر ياشاميش، سونرا ايسه او »دانيشير«، »نقل ائتمک« فعليله عوض اولونموشدور.
شبهه يوخدور کي، اون يئدديجي عصره قدر قديم روس ديلينده اؤزونه يئر توتموش »بايات« سؤزو بايات طايفه¬سينين آدي ايله باغلي يارانميشدير. بايات دئمک، باياتلاماق هله قديم‌لرده خالق آراسيندا اوخوماق، نغمه معناسيندا ايشله¬ديلميشدير. احتمال کي، طايفه اؤزوده داها ائرکن دؤورلرده آديني بورا‌دان گؤتورموشدور. اگر »بايات« معين انکشاف مرحله‌سينده اوشاقلار اوچون اوخونان نغمه‌لر معناسيندا ايشلنميشديرسه، دئمک لايلا‌لار باياتي سيستئميندن هله خيلي اول شفاهي نطقده موجود اولموشدور. يئددي¬ليک شعرين يارانماسينا قدر اوشاق نغمه‌لري شکلينده ياييلان لايلا‌لار خالقين شفاهي رئپئرتوواريندا ائله محکم موقعيه مالک اولموشدور کي، او حتي ياخين اراضي‌لرده ياشايان قونشو طايفا‌لار ايچريسينده اوزون مدت ثابيتلشه بيلميشدير.بئشيک باشيندا اوخونان بو اوشاق نغمه‌لرينده آنانين کؤرپه‌يه اولان محبتي يوکسک پوئتيک بير ديل ايله ترنم ائديلير. آنا کؤرپه‌سينه »اؤز جانيني قوربان« دئيير، ياتميش کؤرپه‌سي‌نين کئشيگينده دايانماغي، اونو ياتيرماغي، اوشاغيني شن، خوشبخت گؤرمه‌سيني آرزولايير. لايلا‌لاردا جوشغون آنا محبتي ترنم ائديلير. زامان کئچير، کؤرپه‌لر بؤيويور، قهرمان اولور، لاکن آنا لايلا‌لارينين شيرينليگي، حزينليگي، بو نغمه‌لرده آشيلانان قهرمانليق، مردليک، دوغروچولوق، دوستلوق، قارداشليق کيمي مقدس دويغولار هميشه قولاقلاريميزدا سسلنير:
  لايلاي دئديم، جان دئديم،
يوخودان اويان دئديم.
سن يوخودان دورونجا
جانيمي قوربان دئديم. 
لايلاي بئشيگيم لايلاي،
ائويم-ائشيگيم لايلاي.
سن گئت شيرين يوخويا
چکيم کئشيگيم لايلاي.
 بالام لايلاي، آ لايلاي،
گولوم لايلاي، آ لايلاي.
لايلا‌لاردا آنانين چتينليگي، احتياجي، غربت دردي، اجتماعي عدالتسيزليکدن دوغان بؤيوک کدري ده عکس اولونور. بير سيرا حال‌لاردا آنا کؤرپه‌سينه لايلا دئيه¬رکن اولادينين گله¬جگينه بسله¬ديگي اومودونو، آرزوسونو ايفاده ائدير. بير سيرا حاللاردا ايسه کؤرپه‌سي بؤيودوکدن سونرا اونون سايه‌سينده خوشبخت اولاجاغينا، آغ گونلر گؤره¬جگينه، عذاب و اضطرابلارين  يوخسوللوق و سفالتين داشيني آتيب اوره¬کدن گوله¬جگينه اينانير:
 لايلاي گؤزوم، ببگيم، 
هر آرزوم، هر ديله¬گيم،
دار گونده، بد آياقدا
سنسن منيم کؤمگيم. 
لايلاي گولوم، لايلاي
گولوم، بولبولوم لايلاي
 بؤيو، سنين سايه¬نده
من ده بير گولوم، لايلاي.
بالام لايلاي، آ لايلاي
گولوم لايلاي، آ لايلاي
 لايلا‌لاري هميشه حزين بير موسيقي مشايعت ائدير. بو موسيقي لايلا‌لارين سونوندا وئريلن تکرارلاردا - ناغاراتلاردا داها فوسونکار اولور. کؤرپه¬ني مست ائدير، اونا شيرين يوخو گتيرير. عيني زاماندا بو نغمه‌لر اوشاق فولکلورونون ان گؤزل نغمه متني کيمي ياددا قالير.
مشاهده‌لر گؤسترير کي، لايلا‌لار شفاهي نطقده ناغاراتلارلا ياييلميشدير. بعضاً لايلالارين سونوندا وئريلميش بو ناغارات‌لارين اونودولماسي لايلانين متنيني ائله بيل ناقصلشديرير. بورا‌داکي حزين‌ليک و اولوي‌ليگي بوتؤو شکيلده کؤرپه‌يه چاتديرماغا امکان وئرمير. لايلا‌لارين اؤزونه-مخصوص داخلي بؤلگوسو و شكلي خصوصيتي واردير.
لايلا‌لار اساساً دؤرد مصرا‌عدان عبارت اولوب يئددي‌ليک شعرين طلبينه اويغوندور. بير سيرا حاللاردا بئش و آلتي هجا‌لي لايلا‌لارا دا تصادف ائديلير. ايلک باخيشدا يئددي هجا طلبينه اويغونلوق لايلا‌لارين باياتي تأثيري ايله يارانان پوئتيک ترکيب‌لر قروپونا داخل ائديلمه‌سينه سبب اولور. لاکن لايلا‌لار نقارت‌لرله بيرليکده گؤتورولدوکده اونلارين سونونداکي و ترکيبينده¬کي تکرارلار، سؤز و سس کومپلئکس‌لري‌نين معين آهنگ و ريتمه اويغون قارشيلانماسي، يئر دگيشمه‌سي و ... لايلا‌لاري يئددي‌ليک شعردن فرقلنديرير. معلومدور کي، مستقل معنا ايفاده ائتمه‌ين ريتم و آللئتراسيا قايدا‌لارينين گؤزله¬نيلديگي بديعي پارچا‌لار شفاهي ياراديجيليغين داها ايلکين مرحله‌سينه خاص اولان خصوصيت‌لردندير.

 تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com  



تاريخ : سه شنبه بیست و نهم اسفند ۱۳۹۱ | 16:22 | نویسنده : اسماعیل عبادی |

گوگ تپه خالصه - یئرلی سوزلر

 تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com  

آجار(لي) Acar(lı) ايشله‌نيلمه‌ميش پارچا. گئييلمه‌ميش تزه پالتار.

آدامجيل قورد Adamcil qurd افسانه لره گوره بعضي آروادلار گئجه‌لر قورد دوْنو گئييب, گوندوزلر آدام اوْلارميشلار.

آدي باتميش Adı batmış عقربي بو آد ايله چاغيرارلار. يوْخسا اوز آدي ايله چاغيريلسا, فوْورن اوْرادا تاپيلار.•

آيليقجي Aylıqıcı پادو, آيليق مواجيب آلان نوکر.

اپبه‌ک ياپان әpbәk yapan خميري (لاواش ياپماق اوچون) اوْنون اوستونه آچيب, تنديره ياپارلار.

ائحتيياطلي Ehtiyatlı شرعي جهتدن نجيس اوْلموش شئي يا يئر.

تاباغ اَرسيني Tabağ әrsini بير طرفي ياستي و دايره‌وي (خمير طاباغين قاشيماق اوچون) بير طرفي چنگک شکلينده ايستي قابلارئ اوْجاق اوسته قوْيوب, گوتورمک اوچون دمير وسيله.

اَروْولاماق әrovlamaq يويولموش پالتاردان صابين کوپويونو, تميز سو ايله يويوب چيخارتماق.

اَروْولو әrovlu صابين سويو ايچينده قالميش (هله سويا چکيلمه‌ميش) يويولموش پالتار.

اَفسه‌مک әfsәmәk باخ: هووسه‌مک. فارسجا بو جاري کردن, دويو يا بوغداني سيني ايچينه توکوب, اوْنلاري بير طرفدن هاوايا آتاراق داش- قوملاريني و توْزونو آريتلاماق.

ايمام آشي imam aşı نذر ائديب, پيشيريلن آش.

اوروسو Urusu قديمده رسم اوْلان کيچيک دليکلري (بعضن رنگلي شوشه‌لي) اوْلان پنجره.

ايش کيليم و بئز توْخوماق اوچون دسگاه اوسته يا يئرده چکيلميش ايپ‌لر.

بالدوْن Baldon پالتوْ.

باش يومالي اوْلماق Baş yumalı olmaq آروادلار باره‌سينده غوسل لازيم اوْلماق.

بَره‌ک Bәrәk بئله باغلانيلان شال (قورشاق).

بوخوْو Buxov باخ: بوخاق.

بوخوْو آلتي Buxov altı آرواد بورکلري‌نين, بوخاغين آلتـيندان کئچيريلن باغي, بير نوو گوموش زيينت آلات.

بوخوْولوق Buxovluq آتين ديرناغي‌نين اوستونده اوْلان چوخور قيسمت.

بينه Binә چوغوندور. تورپ.

بولاما Bulama کالا سوت (ايلک سوت- آغيز) سوت ايله قاتـيليب يئييلر.

بولاماش Bulamaş اون و ياغ ايله پيشيريلن بير خوره‌ک. (فارسجا کاچي).

بوْيونا اوشاق دوشمک Boyuna uşaq düşmәk حاميله اوْلماق.

بولگو Bülgü روطوبت‌لي هاوا, باخ: بورکو. (فارسجا شرجي).

بيزوْوبورنو Bizovburnu پيس- پيسايا بنزر بر نوو حشره. باخ: دانا بورون. (فارسجا آبدزدک).

بيستان Bistan تاغ اوسته قاليب اوز- اوزونه قوْپوب دوشن قوْوون. چوْخ شيرين اوْلار.

پازيک Pazik توتون چوپو. بونو نارين دويوب, نازيک پارچادان (تنظيفدن) کئچيره‌رک, چوبوغا دوْلدوروب چکرلر.

پوتلوق Putluq چلله‌ک, حَلَبي, تنيکه قاب يا قوتو.

پئشري‌ائله‌مک Peşәri elәmәk زمي بيچيلندن سوْنرا يئره توکوموش سونبول‌لري ييغماق, باششاقليق ائتمک. «اورمو»دا اوزوم باغي سوْووشاندان سوْنرا قالان کيچيک اوزوم سالخيملاريني درمک. (بو ايشي زمي يا باغ صاحابي يوْخ بلکه يوْخسول عايله‌لر گوره‌رلر).

تلَبه Tәlbә قاوال شکلينده, لاکين دريسي دابباغليق اوْلمايان بير قاب. زير- زيبيل و پئهين کيمي شئي‌لري داشيماق اوچون ايشله‌نيلير.

تَبه‌نه Tәbәnә يوْرغان ايينه‌سي.

توْروم Torum مني, نوطفه.

توْلاز(آتماق) Tolaz(atmaq) اَل آغاجيني اوزاقدان توللاياراق بيرزادي وورماق.

تيخاجاق Tıxacaq کوفله‌ني (يا بير دَليگي) توتماق اوچون دوزلينميش پارچا ييغيمي.

تيخانج Tıxanc سه‌يينگ (سهه‌نگ)-ين يا کوزه‌نين آغزيني تيخماق اوچون توْپ شکلينده توْخونوب, دوزلميش بير شئي. اوْنون بندي کوزه‌نين قولپونا باغلانار.

جاربي Carbı چول سيچاني.

جوْشقون Coşqun گليني آت ايله گتيرنده قاباغينجا آت اوْيناديب, شنليک ائتمک.

جوْلا Cola جوْلفا, بئز و خام (ميتقال) توْخويان شخص.

جين توْرو Cin toru توْر آتان توْرو.( تار عنکبوت).

چاناق Çanaq ساخسي يا چيني کاسا.

چوبوق آلتي (قه‌يلان آلتي) Çubuq altı (qәylan aljd) صوبحانه (عربجه تحت‌القهوه).

چوچه (چيلي بارماق) Çöçә (çili barmaq) کيچيک بارماق.

چلتيک çәltik اوْرتا بارماغين ضربه‌سي ايله بير شئيي آتماق. فارسجا «تَلَنگر»

خام Xam ۱)ميتقال بير نوو پارچا. ۲)باخ: سوزلوک.

خله‌ت Xәlәt کَفَن.

خودوک Xüdük قوصّه, قم.

خير Xır سينيب خيردالانميش داش تيکه‌لري.

خيرليق Xırlıq داغلارين باشيندا تيکه‌لنيب, ياماجلاردا اوست- اوسته يـيغيلان خيرلي يئر.

چاتاجاق Çatacaq چوواللاري مال اوستونده بير- بيرينه چاتماق اوچون ايشله‌نيلن ميله. (معمولن قوْيون قيچي‌نين قلم سوموک‌لريندن ايستيفاده اوْلونار).

دوندرمه Döndәrmә يئکه و ايچي داياز اوْلان سبد. اوزو قويلو قوْيولار آلتيـنا سوت, قاتـيق قوْيارلار. کيچيک جوجه‌لري ده پيشيک‌دن قوْروماق اوچون اوْنون آلتيـنا سالارلار. (مَثَل: جوجه هميشه سبد آلتيـندا قالماز).

دويمک Düymәk يون داراغي ايله تميزلنيب, صافلانميش يون تيکه‌لري.

دويش (دويه‌نج) Döyәş (döyәnc) پالتار يوياندا پالتاري تاپداماق اوچون مخصوص آغاج.

ديل‌باغي Dil bağı زوفاف گئجه‌سي, گلينين دانيشماغي اوچون کوره‌که‌نين اوْنا وئردييگي پول (يا قيزيل و...).

ديله Dilә آشيق اوْيونوندا آرتـيق تاوا دورماق اوچون, سورتولوب, صافلانميش آشيق.

سوتول چاي Sütül çay دم چکمه‌ميش چاي.

سولازيم اوْلماق Sulazim olmaq غوسل واجيب اوْلماق.

سه‌يينگ Sәying بويوک کوزه.

سيرتوْو Sirtov جاکت, کوْت (ائحتيمال کي روسجادان آلينميشدير).

سيريم Sırım اوکوز گونوندن چيخاريلميش نازيک ناوار. - ايپ يئرينه (خوصوصي ايله چاريق قايـيرماقدا).

شولدو Şuldu شئيطان و قئيدسيز (اوْغلان) اوشاغي.

شوْراتان Şoratan ناودان.

فاطما ننه‌نين گئجيمي Fatma nәnәnin gecimi قوْوس قوزح, (فا.رنگين کمان).

قاباق Qabaq آلنـين ايکي قاشين آراسينداکي حيصّه‌سي (قاش- قاباق ساللاماق).

قارتالماق Qartalmaq بيتگي‌لرين  قاليب, قوْجاليب يوْغونلاماسي. اينسان يا حئيوانين قوْجالماسي.

قالاق Qalaq ياپبا يا کرمه‌دن بورج شکلينده اوستونده گومبز کيمي, دوزه‌لينر ايچينه شئي قوْيولوب, يا توْيوق سالينا بيلر.

قولادان Quladan (فا. کلون), قاپيني ايچريدن باغلاماق اوچون آغاجدان دوزه‌لينن قوْل .

قه‌يلان قوش Qәylan quş قارانقوش.

قوْندارا Qondara آروادلار اوچون اوْجا دابان باشماق.

قيپ Qıp زمي‌لرده, بيچيلندن سوْنرا يئره توکولن سونبول‌لر. «قيپا گئدنلر» بونلاري اوزلري اوچون يـيغارلار.

قارغادوزو Qarğaduzu بير نوو آغ, پارلاق داش. گونشين قاباغيندا اوزاقدان پاريلدايار.

قره‌سوْران Qәrәsoran حوکومت طرفيندن يوْللاري قوْروماق اوچون تعيين اوْلونان شخص.

قَندَره‌بات Qәndәrәbat قاچاق و قاداغان اوْلونموش شئي.

قَيله‌داشي Qәylәdaşı شوْران آدلي اوْتون يانديريلماسيندان توره‌نر. اوزومو سبزه‌يه  چئويرمک اوچون اوزومو سيم سبدلرده, قايناماقدا اوْلان قيله داشي قازانينا باتيريب, چيخارديب, قورودارلار.

کَله Kәlә زمي‌لرده يـيغيلان داش تپه‌جييي.

کوزَر Közәr خيرماندا, بعضي بوغدالاري اوستوندن آيريلماميش قالان سونبول‌لر. بونو داش ايله تاپدايـيب بوغدالاريني آيـيرارلار.

گاي Gay آخماق و سفئه آدام.

گوزه Gözә بولاغين گوزو, (سرچشمه).

گونه Gönә دوواخ, گلينين اوزونه سالينان نازيک پارچا.

گوي مينجيق Göy minciq بد نظردن ساخلاماق اوچون اوشاقلارين پالتارينا تيکيلن مينجيق . (فا. خرمهره).

گيليف Gilif دووارين يا يئرين آلتـيندان کئچن سو يوْلو.

موزوره Müzvәrә ناخوْش ياخشي اوْلدوقدا آياغا گلمه‌سي اوچون اوْناوئريلن قووه‌لي خوره‌ک‌لر.

مَنگَنه‌له Mәngәlә بالاجا اوْراق.

مور Mür موريانا.

مونته‌نه Müntәnә آروادلار اوچون پالتارجاکت. (ظاهرن نيم‌تنه‌نين تحريفي‌دير).

ناتره‌ز (ناتره‌س) Natәrәz (natәrәs) خطرلي, سوز قانمايان, يوْلا گلمز آدام. باخ سوزلوک: ناتاراز.

نيس Nis نيگرانليق, قوصّه.

نيفي (نوفو) Nifi(nüfü) ۱)سقف, دامين ايچري طرفي, بعضي يـئرلرده بونا «تئرک» (Terk), تاوان و بغدادي کيمي آدالاردا دئييلر. ۲)سقفين ايچ ياني. داما دوزولموش آغاج‌لار. [نوفوده ايلان دوْلانير].

هفته‌لي پول Hәftәli pul ايجاره‌لر پول, نوزول‌لو پول.

يـئن (يـئنگ) Yen(yeng) پالتارين قوْلو (فا. سر آستين).

يانديق قينديق وئرمه‌ Yandıq qındıq vermә بير آدامين اوره‌ييني يانديرماق اوچون اوْنا پوْز (فوْرس) وئرمک. باخ: ياندي قينديْ

 تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com  



تاريخ : سه شنبه بیست و نهم اسفند ۱۳۹۱ | 16:22 | نویسنده : اسماعیل عبادی |

ادامه تاپماجالار  

 تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com  

یاخود:   

بیر اؤکوزوموز وار، چولونو آلاندا       قابیرغا‌لاری سانانار. (دیه‌نین آغاج‌لاری)

  بو تاپماجانین باشقا جاوابلا دا واردیر.

داها باشقا بیر تاپماجادا ایسه دیه‌نین اوستونه سالینان کئچه حاقیندا بئله دئییلیر:

بیر خانا توخودوم، نه اریشی وار، نه آرغاجی. آراندا قالماز، داغدادی آغاجی.(کئچه)

قارا دوه چؤکدو یئره، باغیرساغین تؤکدو یئره.   (دیه)

بو تاپماجا‌لار دیه‌نین قدیم اینسان حیاتیندا ضروری رول اوینادیغینی گؤستریر.

آشاغی‌داکی نومونه‌لر ایسه ائوین حیسه‌لرینه (قاپی، دیرک، پنجره و ...)

 حصر ائدیلمیش تاپماجا‌لاردیر:

گئدن لئیلک، گلن لئیلک، بیر قیچ اوسته دوران لئیلک.  (قاپی)

لکلمیشم، اکممیشم.   (ائودکی دیرک‌لرین آراسی)

نه ائوده‌دیر، نه چؤلده نه گؤیده‌دیر، نه یئرده. (پنجره)

گئجه بوشا‌لار، گوندوز دولار. (یوکیئری)

بوتون بو حیسه‌لر ایسه، شوبهه‌سیز، اوتوراق حیاتا کئچمیش اینسان اوچون ائوین بؤیوک اهمیته مالیک اولدوغو دؤوردن یارادیلا‌راق بو گونه قدر داوام ائتمیش‌دیر.

میفولوژی مکتب نماینده‌لری تاپماجانی کؤهنه‌نین ماراقلي قالیغی کیمی قیمتلندیریر و اوندا دینی قالیق‌لارین آختاریلماسینا جهد گؤستریرلر. روس تدقیقات‌چی‌سی سادوونیکوو ایسه تاپماجادا کندلی‌لرین معیشت و دونیا باخیشینین عکس اولوندوغونو سؤیلییردی. بعضی تدقیقات‌چی‌لار تاپماجانین اینکیشافینی موختلیف عامل‌لرله ایضاح ائدیر، سادوونیکوو ایسه اونون اینکیشافیندا مادی فاکتورو اساس گؤتوروردو.

تاپماجا‌لاری تدقیق ائدرکن قدیم کندلی‌لرین یاشاییش شرایطی، اساس مشغولیتی، کؤچری حیاتی، اکین‌چی‌لیک، مالدارلیق و صنعتکارلیق ایشلری و سایره حاقیندا معلومات الده ائدیلیر. تاپماجا‌لارین اؤیرنیلمه‌سی کندلی‌نین هانسی بیتکی‌لری اکدیگینی، هانسی تصرروفات آلت‌لرین‌دن ایستیفاده ائتدیگینی، هانسی حیوان و قوشلان اوولادیغمی آیدینلاشدیرماغا ایمکان یارا‌دیر. بیر سؤزله، تاپماجادا دینی-میفی قالیق‌لاردان دئییل، اونون رئال حیات و معیشتله علاقه‌دار اولدوغون‌دان دانیشماق، بیزجه، داها دوغرو اولاردی.

قئید ائتمک لازیم‌دیر کی، هر بیر خالق معيين جوغرافی مؤوقئیینه، طبیعی شرایطینه اویغون اولان بیتکی‌لر اکیر و محصول ایستئهسال ائدیر کی، بو دا اؤز خصوصیت‌لرینه گؤره باشقا‌لارین‌دان فرقلنیردی. بعضن تاپماجا‌لاریمیزدا ائله مئیوه، حیوان، قوش، خؤرک و سایره آدلارینا راست گلمک اولور کی، اونلار یالنیز آذربایجاندا شؤهرت تاپا‌راق، باشقا خالق‌لاردا دئمک اولار کی، هئچ تصادف اولونمور، یا عکسینه، اؤزگه خالق‌لارا مخصوص اولان بیر سیرا اشیا، یئمک، حیوان، قوش آدلاری ایسه بیزیم تاپماجا‌لاردا نظره چارپمیر.

تاپماجا‌لاردا توخوجولوق سنتینه دایر ایزلر تاپماق اولور. بئله کی، قدیم اینسان ایلک توخوجو دزگاهینین نومونه‌سی اولان جهره‌ده یون اییرمیش، ایپ حاظیرلامیش و ايبتدايي توخوجولوق کارخاناسیندا شال توخوموش‌دور. محض بونا گؤره‌دیر کی، جهره و اونون حیسه‌لری حاقیندا اونلارجا تاپماجا یارانمیش‌دیر:

ائویمیزده بیر کیشی وار،                       ننمنن ایشی وار.  (جهره)

هورر-هورر، بومو شیشر.  (جهره ایگی)

اؤزو بیر بوجاق، دالی بیر قوجاق.   (جهره)

آذربایجان خالقی اوتوراق تصرروفاتا کئچدیک‌دن سونرا اونون حیاتیندا باش‌لیجا رول اوینایان اکین‌چی‌لیک و مالدارلیق، بو تصرروفات‌لاردا ایستیفاده ائدیلن ایستهسال واسطه و آلت‌لری حاقیندا دا کوللی میقداردا تاپماجا یاراندیغینین شاهیدی اولوروق. آدی بئل، کولونگ، یابا، کورک، کتمئن‌دن باشلامیش کوتان، خیش، ول، آرابا، دییرمان و سایره بو کیمی آلت‌لر حاقیندا او قدر تاپماجا یارانمیش‌دیر کی، اونلار اینسانین دقتینی جلب ائتمه‌یه بیلمز. چونکی خالقین بؤیوک هوسله وصف ائتدیگی بو آلت‌لر واخت ایله اونون حیاتیندا موهوم رول اوینامیش‌دیر. همین ایستهسال آلت‌لری‌نین یارانما تاریخینی، جمعیت اینکیشافین‌داکی رولونو آیدینلاش‌دیرماق ایشینده تدقیقات‌چی‌لارین باشقا واسطه‌لرله یاناشی، شیفاهی ادبیاتدان دا ایستیفاده ائتدیک‌لری هامییا معلوم دئییلمی؟

تاپماجا‌لاردا واخت ایله آذربايجانین اجتماعی-سیاسی، اقتصادی-مدنی حیاتیندا معيين رول اوینامیش بیر سیرا یئر آدلارینین دا یاشادیغینی گؤروروک. بون‌لاردان گنجه، ناخچیوان، شکی، شیروان و باشقا آدلار داها تئز-تئز تکرار ائدیلیر:

هسته‌دی، ها هسته‌دی، شکی-شیروان اوسته‌دی. قیراغی قیزیل کرپیج، اوستو بادام اوسته‌دی.  (فیندیق)

نه بوردا وار، نه اوردا، دولودور ناخچیواندا.  (دوز)

آلمیشام آتان‌دان، گنجه‌ده ساتان‌دان. قو توکون‌دن یونگول، قیراغی قیزیل­گول.   (کلاغایی)

بو تیپلی تاپماجا‌لاردان ایکی مساله­نی آیدینلاش‌دیرماق مومکون‌دور؛ بیرینجی‌سی، همین شهرلرین تاریخی بیر آد کیمی تاپماجا‌لاریمیزدا یاشاماسی‌دیرسا، ایکینجی‌سی، اورتا عصرلردن باشلامیش بو شهرلردن هر بیری‌نین اقتصادی مؤوقئیینه گؤره بو و یا دیگر درجه‌ده شؤهرت قازانماسی‌دیر. گنجه‌نین ایپک کلاغایی، ناخچیوانین الا کئیفییت‌لی دوزلا، گؤزل خالچا و بزک شئی‌لری ایله شؤهرت قازانماسی همین تاپماجا‌لارین اساس مضمونونو تشکیل ائدیر.

تاپماجا‌لاردا نه­اینکی شهر، حتی چای، داغ آدلارینا دا راست گلمک اولور. مثلن:

کورون قیراغی دوزدو، ساناسان اللی، یوزدو. اوغلو شاه‌لیق ائلیگیر، آناسی هله قیزدی.   (آری)

تاپماجا‌لارین مؤوزولاری چوخ موختلیف‌دیر. اونلان شرطی اولا‌راق آشاغی‌داکی شکیلده قروپلاش‌دیرماق اولار: طبیعت و طبیعت حادثه‌لری؛ اینسان و اونون بدن عضو‌لری؛ مادی نعمت‌لر؛ بیتکی‌لر عالمی؛ حیوان‌لار؛ قوش‌لار؛ کند تصرروفاتی محصول‌لاری؛ تصرروفات آلت‌لری؛ موختلیف اشیا‌لار و ...

تاپماجا‌لارین موختلیف مؤوزولاردا قورولماسی اونون حیاتین بیر چوخ ساحه‌لرینی احاطه ائتدیگینی ثبوت ائدیر. اگر اول‌لر اینسان و اونون بدن عضو‌لری، طبیعت حادثه‌لری، موختلیف قیدا‌لار تاپماجانین ایلک پرئدمئتی اولموشدوسا، سونرا‌لار گئت-گئده اونون احاطه دایره‌سی داها دا گئنیشلنمیش‌دیر. آرتیق کندلی‌نین باغ-باغچاسی، مال-قاراسی، اکین یئرلری، تصرروفات آلت‌لری، یئمک‌لری، گئییم‌لری، معنوی زؤوقونو اوخشایان شئی‌لر، حیوان‌لار، قوش‌لار، ضروریجی‌لر، اووچولوق، کؤچری  و اوتوراق حیات، ائو اشیا‌لاری و سایره تاپماجا ژانرینین اساس پرئدمئتینه چئوریلمیش‌دیر. بورادا ایقتیسادیاتلا علاقه‌دار صنعت مسئله‌لری، خوصوصن، توخوجولوق، درزی‌لیک، دمیرچی‌لیک، ایپک‌چی‌لیک و باشقا ساحه‌لره گئنیش میدان وئریلدیگی هر آددیمدا اؤزونو گؤسترمکده‌دیر.

ايبتدايي دؤوردن باشلامیش بو گونه قدر اینسان‌لار ان چوخ هانسی مسئله ایله مشغول اولموشسا، هانسی پئشه، اشیا و سایره اونون گونده‌لیک حیاتیندا بؤیوک اهمیت کسب ائتمیشسه، اونون حاقیندا دا سای‌سیز-حساب‌سیز تاپماجا یارانمیش‌دیر.

 تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com

تاپماجا اساساً مئتافورا شکلینده قورولموش دوشوندوروجو سوال‌لاردان عبارت‌دیر. بورادا هر هانسی مفهوم، حادثه و اشیانین معيين علامتی، كيفيّتی و یا خاصیتی دولایی یوللا آنلادیلیر، باشقا جهتلری ایسه گیزلدیلیر.

آریستوتئله گؤره، تاپماجا یاخشیجا دوزلدیلمیش مئتافورا‌دیر. دئمه‌لی، تاپماجانین جاوابینی تاپماق اونون مئتافوریک فیکرینی آچماق دئمک‌دیر. بئله تاپماجایا مثال اولا‌راق آشاغیداکینی گؤسترمک اولار:

او یعنی قایا، بو یعنی قایا، ایچینده ساری مایا.  (یومورتا)

لاکین تاپماجا‌لارین هامی‌سینین اوجدانتوتما مئتافورا شکلینده قورولدوغونو ادعا ائتمک دوغرو اولمازدی. چونکی اونلارین خيلي حیسه‌سی‌نین ساده‌جه سوال شکلینده دئییلدیگی هامییا معلوم‌دور. مثلن: او هانسی قوشدو، بالاسینا سود وئرمز (یاراسا). بو مسئله ایله الاقدر اولا‌راق فولکلورشوناس اي.م. کولئسنیتسکایا یازیر:

"بیر سیرا تاپماجا‌لار وار کی، اونلار ساده‌جه سوال شکلینده تقدیم اولونورلار... بعضی حال‌لاردا ایسه مئتافورا ایشتیراک ائتمیر، یالنیز تصویر قالیر"

شكلی خصوصیت‌لرینه، داها دوغروسو، پوئتیک قورولوش‌لارینا گؤره تاپماجا‌لار اساساً ایکی یئره بؤلونور:

1. نصر شکیللی تاپماجا‌لار.

2. نظم شکیللی تاپماجا‌لار.

بیرینجی قیسمه داخیل اولان تاپماجا‌لار ساده جملنی تشکیل ائدیر. مثلن:

آلچاق دام‌دان قار یاغار.  (الک)

یئر آلتدا قیزیل قام‌چی. (ایلان)

بو اساس بؤلگودن باشقا قیسا بیر جمله ایچری‌سینده داخيلی قافيه‌لی تاپماجا‌لار دا واردیر:

عالمی بزر، اؤزو لوت گزر. (ینه)

ایکینجی قیسمه داخیل اولان تاپماجا‌لار ایسه بیر نئچه یئره بؤلونور. اونلار ایکی، اوچ، دؤرد و چوخ ميصراعلی اولور.

آ) ایکی ميصراعلی‌لار:

یاشیلدی اباسی، ساریدی لیباسی.    (بادام)

ب) اوچ ميصراعلی‌لار:

آ منیم آل یاسدیغیم، اورتاسی اوزون دیرک، ایچینه اون باسدیغیم.  (یده)

ج) دؤرد ميصراع­لییا مثال اولا‌راق آشاغی‌داکی تاپماجانی گؤسترمک اولار:

تاپ تاپماجا، گول تاپماجا، ممه‌لی خاتین، دیش‌لری یوخ.  (تویوق)

بون‌لاردان باشقا 5،6،7 و 8 ميصراعلی تاپماجا‌لارا دا راست گلمک اولور.

سایدیغیمیز بو فورما‌لارین مؤوجود اولماسینا باخمایا‌راق، دؤرد و ایکی ميصراعلی شعر فورماسیندا و قیسا بیر جمله‌دن عبارت نصرله دئییلمیش تاپماجا‌لارا داها چوخ راست گلیریک.

شعرله دئییلمیش تاپماجا‌لاردا هر میصراعدا هئجا‌لارین سایی 3، 4، 5، 7، 11 اولور. دؤرد ميصراعدان عبارت اولان تاپماجا‌لاردا بیرینجی، بعضن ده ایکینجی ميصراع­لار هئچ بیر معنا ایفاده ائتمیر. یالنیز اوچ و دؤردونجو ميصراع­لار معنا‌لی اولور. اصل تاپماجا همین سون ایکی میصراع­دا وئریلیر. مثلن:

 "هاپ-هاپی"     "بیز ایدیک، بیزلر ایدیک"      "حالا‌لار، آی حالا‌لار" و ...

یوخاری‌داکی ميصراع­لار بعضن معنا‌سیز، لاکین آهنگدار سؤز ییغیمین‌دان عبارت اولور. تاپماجانین مضمونو ایله هئچ بیر علاقه‌سی اولمور. بون‌لار ناغیل‌داکی پیشروو اوز ائدیر. ناغیل‌لاردا اولدوغو کیمی، عینی بیر پیشروو اونلارجا تاپماجادا ایشلنیر. بیز تاپماجا‌لاردا بعضن حاضردا معناسی اولمایان، لاکین واختیله هامییا معلوم اولان سؤز و ميصراعلار حاقیندا یوخاریدا معلومات وئرمیشیک. لاکین بورا‌دان ائله نتیجه چیخاریلماما‌لی‌دیر کی، بو فیکریمیز او بیرینی اینکار ائدیر، عکسینه، تاپماجادا هر ایکی فورمایا راست گلمک اولور.

بعضن تاپماجا‌لاردا هئجا‌لارین سایینین دوز گلمدیگی آیدینلاشیر. بئله حال آشیق شعرینده ده موشاهیده ائدیلیر. لاکین ميصراعلاردان بیری‌نین اوزون، دیگری‌نین ایسه قیسا اولماسینا باخمایا‌راق، آشیق شعری‌نین آهنگینه اویغون اولا‌راق سؤزلرین سونونو اوزادیب-قیسالتماقلا وزن دوزلدیلیر. کناردان قولاق آسان شعری‌دکی چاتیشمازلیغی هیسس ائده بیلمیر. بئله وضعیت محض تاپماجا‌لاردا دا اؤزونو گؤستریر. مثلن:

او یعنی تاختا، بو یعنی تاختا، ایچینده آلاباختا.  (بئشیکده اوشاق)

بو تاپماجانی سؤیله‌ین آدام بیرینجی و ایکینجی میصراع­نی اوزادا-اوزادا دئدیگی حالدا، اوچونجونو چوخ سرعتله دئییر. بئله‌لیکله، هئجا‌لارین سایی آراسین‌داکی اویغونسوزلوق هیسس ائدیلمیر.

تاپماجانین شعریتی، وزن و قافيه‌سین‌دن دانیشارکن بیر مسئله­نی قئید ائتمک واجیب‌دیر: بعضن تاپماجا‌دان جدی وزن و قافيه دقیق‌لیگی، یاخود کلاسسیک شعر مئتریکاسی طلب ائدن اوخوجولارا راست گلمک اولور. بو باره‌ده عالیم‌لر خيلي تدقیقات آپارمیش و دوغرو نتیجه‌لره گلمیش‌لر. تاپماجا‌دان دقیق وزن و قافيه طلب ائتمک قتین دوغرو دئییل. بو ژانردا اؤزونه گؤره معيين درجه‌ده شعر قانون‌لارینا اویغونلوق مؤوجوددور. لاکین بو هئچ ده بیزیم بو گون دوشوندوگوموز شعر دئییل‌دیر. تاپماجادا اساس ریتم، آهنگ حؤکم سورمکده‌دیر. اونا گؤره ده بو ژانردان آشیق العسگر شعری‌نین قورولوشونو طلب ائتمک اولماز. اولا، اونو دئمک لازیم‌دیر کی، تاپماجا اساساً کند یئرلرینده، اؤزو ده اکثر حالدا ساوادسیز کوتله طرفيندن یارادیلدیغین‌دان، هم ده چوخ اوزاق‌لاردا سسلشدیگین‌دن اورادا ايبتدايي تفکّور و شعر فورماسی اؤزونو گؤسترمکده‌دیر. مثلن، "دده قورقود"داکی شعرلر بو گون بیزیم اوچون نه درجه‌ده ساده گؤرونورسه، تاپماجا‌داکی شعریت ایسه اوندان قات-قات ضعیف اولما‌لی‌دیر. چونکی تاپماجانین یارانما تاریخی مین ایللرله اوزاق‌لارا گئدیب چیخیر. بو باره‌ده گئنیش تدقیقات آپارمیش اي.م.کولئسنیتسکایا یازیر:

"تاپماجا هئجالانن آردیجیل‌لیغینا اساس‌لانان دوزگون وزنلی و قافیه‌لی شعرین نه اولدوغونو بیلمیر. تاپماجا‌داکی شعر تونیک‌دیر". "خالق تاپماجا‌لارینین اکثریتی، اونلارین ریتمیکلیگین‌دن آسی‌لی اولمایا‌راق، شعر ميصراع­لارینا موطلق بؤلونمه‌سینی طلب ائتمیر. تاپماجا‌لار هر شئيدن اول جمله‌نین و قافيه‌نین شکیل اینتوناسیاسی ایله مؤحکملنمیش بؤلگوسونو طلب ائدیر".

بوتون خالق‌لارین تاپماجا‌لارینا عاید اولان بو مسئله عینی ایله بیزه ده عایددیر. لاکین بیزیم تاپماجا‌لاردا فرقلی بیر جهت واردیر کی، او دا باشقا خالق‌لاردا یوخ‌دور. معلوم اولدوغو کیمی، بیزده آشیق شعریله علاقه‌دار کوللی میقداردا باغلاما‌لار، قیفیلبندلر، بایاتی‌لار یارانمیش‌دیر کی، اورادا قوتلی شعریت، گؤزل صنعتکارلیق حاکم‌دیر. همین باغلاما‌لارین، بایاتی‌لارین خيلي حیصه‌سی اولدوغو کیمی قالمیش، بیر حیصه‌سی ایسه بو و یا دیگر دییشیک‌لییه اوغرایا‌راق تاپماجا‌لارا چئوریلمیش‌دیر. بو نؤو تاپماجا‌لاردا ایسه شعریت، وزن و قافيه مسئله‌سی چوخ قوتلی‌دیر. اوخوجو بئله تاپماجا‌لاردان سونرا اصل قدیم تاپماجا‌لارا راست گلدیکده، ایکینجی‌لر چوخ سؤنوک گؤروندوگو اوچون اونو شعریتجه یا ضعیف، یا دا پوزولموش تاپماجا آدلاندیریر. بو دا اصلینده بئله دئییل‌دیر. چونکی تاپماجا‌لارین هامی‌سینین یوکسک شعریته مالیک اولدوغونو طلب ائتمک اولماز. آخی یوزلرله تاپماجا واردیر کی، اونلار ساده جمله‌لردن عبارت‌دیر.

تاپماجا‌لاردا خالق موقاییسه، بنزتمه، تضاد، تشبيح، سوال، فانتازیا و سایره کیمی تصویر واسطه‌لرین‌دن مهارتله ایستیفاده ائتمیش‌دیر. مثلن:

اوستو قویون، آلتی کئچی،

 باش شابالید قویروق  قای‌چی. (قارانقوش)

بو تاپماجانین تام بنزتمه یولو ایله دوزلدیگینه هئچ شوبهه قالمیر. بو بنزتمه‌لر بعضن رئال، بعضن ایسه فانتاستیک فورمادا تظاهر ائدیر. مثلن:

گؤيدن گلیر درویش‌لر، کورکون یئره سرمیش‌لر. او قدر اوینامیش‌لار. خوردو-خشیل اولموش‌لار.  (قار)

یاخود:

  بیزیم ائوده بیر کیشی وار، آغزیندا اوچ دیشی وار.  (ساجایاق)

بیزیم ائوده بیر کیشی وار، کؤنده‌لن یاتیشی وار.  (مفرش)

یوزلرله تاپماجا گؤسترمک اولار کی، اورا‌داکی بنزتمه‌لر ایلک باخیشدا ایناندیریجی گؤرونمور. "قار"این درویشه، جان‌سیز "ساجایاغی"ن، "مفرش"این جانلی اینسانا نه اوخشارلیغی اولا بیلر؟ اونو قئید ائتمک لازیم‌دیر کی، تصویر اولونان اشیا ایله موقاییسه ائدیلن آراسین‌داکی اوخشارلیق بعضن ساده و ایناندیریجی گؤروندوگو حالدا، ائله ده اولور کی، دولاشیق و فانتاستیک شکیلده تظاهر ائدیر. بئله بیر حال تاپماجا‌لار اوچون قانوناویغون‌دور.

کیمه معلوم دئییل کی، ناغیل و افسانه‌لردکی فانتازیا قانوناویغون حال‌دیر. اگر سئهرلی ناغیل‌لارداکی فانتازیانی آتساق اونا ناغیل دئمک اولارمی؟ البته، یوخ. آنجاق اونو دا اونوتماق اولماز کی، فانتازیا بورادا دا مؤوجوددور. ناغیلدا بو، گئنیش شکیلده تظاهر ائتدیگی حالدا، تاپماجادا بیر و یا ایکی میصراع­دا قیسا شکیلده اؤزونو گؤستریر. بو، بوتون خالق‌لارین تاپماجا‌لاریندا بئله‌دیر. گؤرکملی فولکلورشوناس و.آ.واسیلئنکو یازیر: "تاپماجادا اشیا‌لارین مجازی تصویری چوخ گئنیش فانتازیا اوچون غيري-محدود ایمکان یارا‌دیر. بو و یا دیگر آنلاییشی ان موختلیف اشیا‌لارا کئچیرمک اولور. بئله کی، اینسان گؤزلری تاپماجادا قارداش، سامور خزی، قوش، یومورتا، کوکلا، آلما، نوخود، پول، اولدوز، داش، جیلوو و ... آدلاندیریلیر". "اکثر حالدا جان‌سیز اشیا‌لار تاپماجادا جانلی وارلیق‌لار کیمی، اینسان کیمی گؤستریلیر" و ...

عمومیتله، تاپماجا‌لاردا سؤز اویونو، تکرار، تضاد، موقاییسه، تشبيح، ایستیعاره و سایره‌نین ایشلنمه‌سی عادت شکلینه دوشموش‌دور. اؤز نؤوبه‌سینده بون‌لار ایسه ژانرین بدیعی جهتدن داها دا زنگینلشمه‌سینه خيلي کؤمک ائتمیش‌دیر.

علم طرفیندن چوخدان ثبوت ائدیلمیش‌دیر کی، تاپماجا ساده‌جه خالق ایفاده‌لرین‌دن، آتا‌لار سؤزلرین‌دن، ضرب المثللردن، نغمه‌لردن، بایاتی‌لاردان، باغلاما‌لاردان، حتی بعضی شاعرلرین شعرلری‌نین آیری-آیری ميصراعلارین‌دان عمله گلن بیر ژانردیر. تاپماجا‌لارلا آتا‌لار سؤزو و ضرب المثللرین قارشيلیقلی علاقه‌سینه دایر تدقیقات آپارمیش İ.م.کولئسنیتسکایا یازیر: "بو ایکی ژانرین بئله بیر یاخین‌لیغی اساسيندا چوخ واخت تاپماجا‌لار آتا‌لار سؤزلرینه کئچیر و عکسینه، آیری-آیری آتا‌لار سؤزلری و ضرب المثللرده تاپماجا اولا بیلیر".

آشاغیدا نومونه گتیردیگیمیز تاپماجا‌لار هم ده آتا‌لار سؤزو و ضرب المثللردیر:

عالمی بزر، اؤزو لوت گزر. (ینه)

اکدیم پالید، چیخدی شابالید. (قاتیر)

اتین‌دن کاباب اولماز، قانین‌دان کاسا دولماز. (نار)

بایاتی، نغمه و باغلاما‌لارا گلدیکده ایسه اونو خاتیرلاماق کیفایت‌دیر کی، اینتوناسیانی دییشمک، بعضن بیر و یا ایکی میصرانی آتماق، علاوه‌لر ائتمک یولو ایله ده بو ژانرلاردان تاپماجا عمله گلیر:

گؤی اوزو دامار-دامار، گؤی‌دن یئره نور دامار. (یاغیش)

بو تاپماجا اصلینده بایاتی اولموش، سونرا اونون آخیرینجی ایکی میصراسی آتیلماقلا تاپماجا عمله گلمیش‌دیر. کیمه معلوم دئییل کی، اونلارجا بایاتی و نغمه‌لریمیز اساساً تاپماجا‌لاردان عبارت‌دیر.

ائله تاپماجا‌لار واردیر کی، اونلار بایاتی فورماسیندا‌دیر، حتی "من آشیق"، "ائلمی"، "عزيزیم" کیمی سؤزلرله باشلاییر. مثلن:

من آشیقم، کؤنول‌دن، خبر آلین امیردن.

بو گون نوبار یئمیشم، بوداق‌لاری دمیردن.  (کاباب)

عزیزیم، امر هئی، بئلده گوموش کمر هئی. گؤیده مادیان گؤرموشم، یئرده قوشون امر هئی.

(یاغیش، یئر؛ اوتلاقدا اوتلایان مادیان و اونو امن قولون)

نغمه‌لره عاید:

اوچو بیزه یاغیدی، اوچو جننت باغیدی، اوچو ییغار گتیرر. اوچو وورار داغیدار.  (ایلین فصیل‌لری)

قئید ائتمک لازیم‌دیر کی، یوخاریدا دئییلدیگی کیمی، تاپماجا عینی زاماندا نغمه‌دن، حتی شاعرلرین بعضی شعرلرین‌دن ده عمله گلیر. ميصراعلارین آزالدیلیب-چوخالدیلماسی، یئنی سؤزلر آرتیریلماسی و سایره ایله موختلیف واریانت‌لار یارانیر. و..میتروفانووا بو حاقدا یازیر:

"بعضن فورمایا اساساً حؤکم سورمک اولار کی، تاپماجا شعرله یازیلمیش‌دیر، لاکین بو اونو مئخانیکی اولا‌راق کیتاب‌دان چیخارماغا اساس اولا بیلمز. اگر تاپماجا شیفاهی دیله داخیل اولموشسا، دئمه‌لی او، اثرلره سالینما‌لی و یئنی تاپماجا ساییلما‌لی‌دیر".

تاپماجا‌لارا یاخین اولان ژانرلاردان بیری ده باغلاما‌لاردیر.باغلاما‌لار فورما اعتباریله ماهنی شکلینده اولوب، مضمون جهتدن تاپماجا‌لارا یاخینلاشیر. بورادا سوال و جاواب فورماسی واردیر. همین سوال و جاواب‌لار شعرله، اؤزو ده دئییشمه شکلینده اولور. بیر-بیریله بحثه گیریشیب دئییشن آشیغین ماهیر صنعتکار اولدوغونو، حاضیرجاواب‌لیغینی ثبوت ائتمک اوچون بو باغلاما‌لار چوخ مهارتله دوزلدیلمه‌لی‌دیر. محض بونا گؤره ده باغلاما‌دان زنگین وزن و قافيه، گؤزل آهنگدارلیق، درین معنا طلب اولونور. چونکی دئییشن آشیق رقیبیندن اوستون اولماق اوچون درین معنا‌لی، زنگین بدیعی فورما‌لی شعرلر دئمه‌یه چاهشما‌لی‌دیر. مثلن:

 سوال:   او ندیر کی، اؤزو واردیر، ذاتی یوخ؟ نه خلت‌دیر، تیکیشی یوخ، قاتی یوخ؟ او نه شئی‌دیر: دوه‌سی یوخ، آتی یوخ؟ اوزون گئدر، بیر توکنمز یولو  وار.

جاواب: او کؤلگه‌دیر، اؤزو واردیر، ذاتی یوخ، دری دون‌دور: تیکیشی یوخ، قاتی یوخ. او گون، آیدی: دوه‌سی یوخ، آتی یوخ، اوزون گئدر، بیر توکنمز یولو وارباغلاما‌لارلا تاپماجا‌لارین بیر-بیرین‌دن معيين معنادا فرق‌لری ده واردیر. بو فرق‌لردن بیری ده اودور کی، تاپماجا‌لارین مؤلفی معلوم دئییل‌دیر. دئیه بیلرلر کی، هر بیر تاپماجانین دا ایلک یارادیجی‌سی واردیر و اولموش‌دور. بو دوغرودور، لاکین تاپماجانین ایلک یارا‌دانی اولسا دا، اونون آدی ایتیب گئتمیش، ایلک واریانتی خالق طرفین‌دن عصرلر بویو ایشلنمیش، دییشدیریلمیش و شکیلدن-شکله سالینمیش‌دیر کی، بورادا دا تاپماجانین ایلک مضمونون‌دان، گومان کی، چوخ آز شئی قالمیش‌دیر. بئله‌لیکله، دؤنوب اصل خالق مالی اولموش‌دور. لاکین باغلاما‌لار بئله دئییل‌دیر. اونلارین اکثریتی‌نین مؤلفی معلوم‌دور. بعضی‌لری ده داستان‌لاردا موحافیظه ائدیلیب ساخلانمیش‌دیر. بو نؤو فورما اعتباریله ده تاپماجا‌دان معيين قدر فرق‌لنیر. عمومیتله، تاپماجادا جاواب‌لار شعرله دئییل، آدی سؤزلرله دئییلیر. باغلاما و دئییشمه‌لرده ایسه بیرینجی سوال نئچه ميصراعدان عبارت‌دیرسه، وئریلن جاواب دا شعرله دئییلمه‌لی و بیرینجی‌نین ميصراع­لارینا برابر اولما‌لی‌دیر.

بوتون بون‌لارلا یاناشی، اونو دا قئید ائتمک لازیم‌دیر کی، باغلاما‌لار دا تاپماجا‌لارین بیر نؤوودور. چونکی فرقلی جهتلرینه باخمایا‌راق، او ژانرین بوتون قایدا-قانونلاننا جاواب وئریر؛ مؤلفلری معلوم اولسا دا، همین باغلاما‌لار گئنیش خالق کوتله‌لری ایچری‌سینه کئچمیش، یئنی-یئنی واریانت‌لاری عمله گلمیش، حتی معيين دییشیک‌لیک‌لره ده اوغرامیش‌دیر. مثلن:

او ندیر کی، گؤی‌دن یئره سال‌لانیر، او ندیر کی، هر نه وئرسن آللانیر، او ندیر کی، گؤبییندن نال‌لانیر، اوستاد ایسن بوننان منه جاواب وئر.

حاضردا بو باغلاما‌دان اوچ موستقیل تاپماجا یارانمیش‌دیر. بونا گؤره ده ه.زئیناللی "آذربایجان تاپماجا‌لاری" کیتابیندا بایاتی‌دان یارانمیش اونلارجا تاپماجا نومونه‌سی وئرمیش و باغلاما‌لاری تاپماجانین بیر نؤوو کیمی تصنیف ائتمیش‌دیر.

تاپماجا نؤو‌لرین‌دن بیری ده لغزلر اولوب، شعر شکلینده دئییلیر و باش‌لیجا اولا‌راق شاعرلر طرفین‌دن یازیلیر. لغزلر یالنیز یازيلی ادبیاتیمیزدا موشاهیده ائدیلیر. بو تاپماجا نؤوونون اورتا عصرلرده، خوصوصن، XIV-XVI عصرلرده گئنیش یاییلدیغینی سؤیله‌ین‌لر چوخ‌دور. بونا دایر معلوماتا ح.زئیناللی­نین "تاپماجا‌لار" کیتابینین موقددمه‌سینده، ق.قوربانووون "تورکمن خالق ناغیل‌لاری" دیسسئرتاسیاسیندا راست گلمک اولور. لغزلره مثال اولا‌راق آشاغی‌داکی‌لاری گؤسترمک اولار:

ندیر اول بیر گؤزل پاکیزه دوختور، وئرمیش اونا کاکیل خيلي زیور، تاکینمیش هم نئچه منقوم سیباه، گؤرن اونو اولور مفتون و شيدا.         (توغ شاهی چیچه­یی)

یاخود:

اول ندیر ایکی دلیكلی بیر اوووج، خلقی-عالم اوندان آلیرلار سوووج.         (بورون)

قئید ائتمک لازیم‌دیر کی، بو کیمی لغزلرین یارانماسی تاپماجا‌لارین اسیری نتیجه‌سینده اولموش‌دور. بئله بیر حالین عمله گلمه‌سی ایسه تصادفی دئییل‌دیر. تاریخدن معلوم اولدوغو کیمی، هر زامان شیفاهی و یازيلی ادبیات بیر-بیریندن چوخ شئی‌لر اخذ ائتمیش، اونو ایشلمیش و یئنی‌سینی یاراتمیش‌دیر. او جمله‌دن بعضی شاعرلر ده خالق تاپماجا‌لارین‌دان ایستیفاده ائده‌رک لغز شکلینده تاپماجا مضمون‌لو شعرلر یازمیش‌لار.لغزلر فورما، مضمون، دیل جهتیندن مورکّب اولدوغو، چتین یاددا قالدیغی اوچون خالق کوتله‌لری ایچری‌سینده گئنیش یاییلا بیلممیش‌دیر. بون‌لارا یالنیز جونگ‌لرده و بعضی کیتاب‌لارین کنارلاریندا راست گلمک مومکون‌دور.

 تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com  



تاريخ : سه شنبه بیست و نهم اسفند ۱۳۹۱ | 16:22 | نویسنده : اسماعیل عبادی |

.ایلان اولدوز گؤرمه‌سه، اؤلمز

 

 تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com  

« ایلان اولدوز گؤرمه‌سه، اؤلمز» مثلی آذربایجان‌لی‌لار آراسیندا تئز-تئز ایشله‌دیلن مثللردن‌دیر. بو مثلی اوشاق‌دان باشلامیش بؤیویه قدر هامی بیلیر. بورادا ایفاده اولونان فیکرین هانسی معنا - موستقیم. یوخسا مجازی معنادا - اولدوغونو آیدینلاش‌دیرماق لازیم گلیر. اگر مثلده­کی سؤزلرین موستقیم معنا ایشلندیگینی قبول ائتسک، اوندا ایلانین اؤلمه‌سی اوچون گئجه-نین، هم ده بولودسوز گئجه‌نین لازیم اولماسینی دا قبول ائتمه­لییک. باشقا سؤزله دئسک، بولودسوز هاوادا ایلان گؤيدکی اولدوزلاری گؤرمه‌لی‌دیر. یالنیز بون‌دان سونرا ایلان اؤله بیلر. یعنی نه قدیرکی، ایلان اولدوز گؤرمه‌ییب‌دیر، اونون اؤلومون‌دن دانیشماق اولماز. اوشاق واختی ائله بئله ده ائدردیک. اؤلدوردوگوموز ایلان بیر کولون اوستونئ قویاردیق کی، گئجه اولدوز گؤروب «اؤلسون». سحر ایسه «اؤلموش» ایلانی باسدیراردیق. یالنیز بؤیویندن سونرا باشا دوشدوک کی، ایلانین اولدوز گؤرن‌دن سونرا اؤلمه‌سی باره‌سین‌دکی بو فیکیر جفنگیاتدیر. چونکی بورادا ایره‌لی سورولن مولاحیظه طبیعت قانون‌لارینا ضددیر. دئمه‌لی، مثلده­کی آیری-آیری سؤزلری و عومومن، «ایلان اولدوز گؤرمه‌سه، اؤلمز» ایفاده‌سین‌دکی فیکری موستقیم شکیلده باشا دوشمک اولماز. بس مثلده­کی فیکرین مجازی معنا ایشلندیگینی قبول ائتسک؟ اوندا «ایلان اولدوز گؤرمه‌سه اؤلمز» ایفاده‌سی‌نین هانسی زامان، هانسی شرایطده ایشلندیگینه فیکیر وئرمک لازیم‌دیر. یعنی بو «تاپماجا»نین جاوابینی مثلین ایستیفاده اولوندوگو کونتئکستده تاپماق اولار. بو مثلین ایشلندیگی کونتئستلرین تحلیلی آیدین شکیلده گؤستریر کی، اؤزون‌دن دئین بیر شخصین قارشی‌سینا اونون اؤزوندن داها گوجلوسو چیخیب، اونو مغلوب ائدنده بو مثل ایشلدیلیر. بس نیه بو شکیلده، بئله سیموول‌لارلا؟ تلسمه­ین! بو باره‌ده بیر آز سونرا. هله‌لیک، «ایلان اولدوز گؤرمه‌سه، اؤلمز» مثلینه مضمون باخیمین‌دان نیسبتن یاخین اولان دیگر بیر ایفا‌دنی یادا سالاق.

 تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com  



تاريخ : سه شنبه بیست و نهم اسفند ۱۳۹۱ | 16:22 | نویسنده : اسماعیل عبادی |

گوگ تپه خالصه -تاپماجا‌لار

 تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com  

تاپماجا گوگ تپه محالیندا شیفاهی خالق ادبيياتینین ان قدیم و ماراقلي ژانرلارین‌دان بیری‌دیر. بو ژانر اوزون عصرلردن بری نسیلدن-نسله، آغیزدان-آغزا کئچه‌رک موختلیف دییشیک‌لیكلره اوغرامیش، بعضن فورما و مضمونونو دییشدیرمیش، یئنی معنا، مضمون کسب ائده‌رک بو گونه قدر گلیب چیخمیش‌دیر.

بیر سیرا متخصص‌لرین فیکرینجه، کئچمیش دؤورلرده تاپماجا‌لار اساساً میفیک سجیه داشیمیش‌دیر. مثلن، یونان میفولوگیاسیندا سفینکسین آدی ایله باغلي اولان ناغیل‌لارا گؤره، گویا یوکسک بیر داغین زیروه-سینده افسانوی بیر قوش وارمیش. او، بیر تاپماجا دئیرمیش، اونو تاپا بیلمه‌ینی محو ائدرمیش. تاپماجا بئله‌دیر: او ندیر کی، سحر دؤرد، گونورتا ایکی، آخشام اوچ آیاقه‌لی اولور؟ نهایت، مشهور ائدیپ تاپماجانین جاوابینی تاپا‌راق دئمیشدی: او، اینسان‌دیر. اوشاق واختی اللرینی یئره دیره‌یه‌رک ایمکلدیگی اوچون دؤرد آياقلي، جاوانلیغیندا ایکی آياقلي، قوجا‌لیقدا ایسه، الینه عصا آلدیغی اوچون اوچ آياقلي اولور.

چوخ ماراقلي‌دیر کی، آذربایجاندا دا بونا اوخشار خيلي تاپماجا واردیر. حاضردا معلوم اولان بئش واریانتدان  ایکی‌سینی آشاغیدا وئریریک:

1-   او ندی کی، سحر دؤرد ،گونورتا ایکی،آخشام اوچ آياقلي.

2-   ازه‌لی دؤرد آياقلي ، سونرا ایکی آياقلي،آیلار کئچر، ایللر کئچر، دولانار اوچ آياقلي.

آذربایجان شیفاهی خالق ادبیاتیندا گئنیش یاییلمیش بئله بیر افسانه واردیر: بیر کیشی مئشه‌ده گئدرکن شیره راست گلیر. حیوان اونو قووماغا باشلاییر. کیشی چوخ قاچیر، نهایت، بیر اوچوروما چاتیر. اورادا بیر آغاج گؤرور. آغاجین بوداغین‌دان یاپیشیب ساللانمیش حالدا قالیر. اطرافینا باخیب گؤرور کی، بیر آغ سیچانلا  قارا سیچان آغاجین کؤکونو کسیر. کیشی‌نین اللری یورولور، یئره دوشمک ایستییر. اییلیب اوچورومون دیبینه باخدیقدا، آغزینی آچیب اونو اودماق ایسته‌ین نهنگ بیر اژداهانی، یوخاریدا - باشینین اوستونده بوداق‌لار آراسیندا ایسه آری پتیی گؤرور. بئله بیر وضعیتده الینی اوزادیب بارماغینی بالا باتیرماق ایستییر. تاپماجا فورماسینا یاخین اولان همین افسانه‌نین معناسی آچیلارکن معلوم اولور کی، شیر اجل، آغ وقارا سیچان عؤموردن گئدن گئجه و گوندوز، اژداها قبیر، آری پتیی ایسه دونیا مالی‌دیر.همین افسانه حاضردا آذربايجانین بیر چوخ یئرلرینده موختلیف واریانت‌لاردا یاشاماقدا‌دیر.قئید ائتدیگیمیز افسانه‌یه "کلیله و دمنه"د "تاجیر احوالاتی" حکایه‌سینده تصادف اولونور.

قدیم افسانه و روایت‌لرین ایزلرینی اؤزونده ساخلایان بیر تاپماجا حاقیندا دا اؤتری معلومات وئرمک ایستردیک:

آغاجدا وار باغیرساق،  یئل بابانی چاغیرساق، آغزین آچیب نئی چالار، سولیمانی چاغیرساق.(کاتنان)

افسانه‌یه گؤره، گویا قارتال بیر حيوانین جمدیینی پارچالایا‌راق اونون باغیرساغینی جایناق‌لارینا آلیب آغاجین باشینا قالدیریر. باغیرساق بوداق‌لارا ایلیشیب ایستی گون آلتیندا قورویوب نازیلیر. اسن شدّتلی کولیین اوغولتوسو و بوداق‌لارین اونا توخونماسی آهنگدار سسلر چیخاریر. بو زامان یولدان کئچن آدام همین سسلره آلوده اولور. حادثه‌نین سببینی اؤیرندیكدن سونرا قوروموش باغیرساقدان سیم دوزلده‌رک گویا ایلک موسیقی آلتینی ایجاد ائدیر. همین افسانه یوخاری‌داکی تاپماجادا اؤز ایزلرینی ساخلامیش‌دیر.

تاپماجا‌لار هئچ ده بیردن-بیره بو گون گؤردوگوموز شکیلده اولمامیش‌دیر. اولجه اونلار ساده‌جه دانیشیق‌دان عبارت اولموش، هر هانسی حادثه، اشیا و سایرنی آچیق، اؤز آدی ایله دئییل، دولایی شکیلده، مئتافوریک یول‌لارلا ایفاده ائتمیش‌دیر.

اینسان‌لارین بئله بیر دانیشیق فورماسین‌دان ایستیفاده ائتمه‌سی‌نین باش‌لیجا سببلری وار ایدی. قدیم اینسان‌لار طبیعت حادثه‌لری، سما جیسیم‌لری، وحشی حیوان‌لار و سایره حاقیندا درین معلوماتا مالیک اولمادیغین‌دان، اونلاری سئهرلی بیلدیک‌لرین‌دن و قورخدوق‌لارین‌دان، او شئی‌لرین آدلارینی اولدوغو کیمی دئییل، اونا اوخشار آدلارلا، دولایی یول‌لارلا چکیردی‌لر. اونلار ائله تصوّر ائدیردی‌لر کی، اوو زامانی حيوانین و یا اوخون آدینی چکسه‌لر، حیوان اونو باشا دوشر، قاچار، یاخود اینسانا ضرر وورار.

بئله دانیشیق طرزینه "دده قورقود" داستان‌لاریندا دا راست گلیریک:

"قارا قوچ آتلاری کیشنش‌دیرن!

آغجا قویون گؤردوگونده قویروق چیرپیب قام‌چیلایان!

قانلی قویروق اوزوب چاپ-چاپ اودان!

آوازی قابا کؤپكلره قووغا سالان!

چاخماق‌لیجانا چوبان‌لاری دونیه یوگوردن!"و ...

بون‌لارین هامی‌سینین جاوابی جاناواردیر.

ايبتدايي اینسان طبیعت قوه و حادثه‌لری‌نین، سما جیسیم‌لری‌نین "سیرلرینی" آنلامادیغینا گؤره ائله ظنن ائدیر کی، آی، گونش، اولدوزلار، کولک، ایلدیریم، یاغیش، قار و سایره اینسان کیمی جانلی و شعورلودور، هم ده اونلار داها فؤق العاده، سئهرلی وارلیق‌لاردیر. ايبتدايي اینسانین بو گؤروش‌لری اونون یاراتدیغی تاپماجا‌لاردا بو و دیگر شکیلده تظاهر ائتمه‌یه بیلمزدی. ايبتدايي اینسانین عکس ائتدیرن تاپماجا‌لارا ایندی ده راست گلمک مومکون‌دور. دوغرودور، حاضردا الیمیزده اولان تاپماجا‌لار بؤیوک دییشیک‌لیكلره اوغرامیش، مضمونونو دؤنه-دؤنه دییشمیش، شکیلدن-شکله دوشموش، حتی آخیردا اوشاق‌لارین ایلنجه‌سینه چئوریلمیش‌دیر. لاکین بونا باخمایا‌راق، اورادا ايبتدايي تفکّورون ایزلرینه راست گلمک مومکون‌دور:

بوردان ووردوم بالتانی، اوردان چیخدی قالتانی، آنام بیر اوغلان دوغدو، یئرین، گؤیون سولطانی.(آ ی و یا گوری)

ائشییه بیر آغاج دوشوب، نه قولو وار، نه بوداغی، بیر قوش گلدی، اونو یئدی، نه دیلی وار، نه دوداغی.(قار، گونش)

بیرینجی تاپماجادا آی و یا گونون اینسان کیمی دوغولوب تؤرمه‌سینه ایشاره ائدیلیرسه، ایکینجیده گونشین قوشا بنزدیيی آشکار اولور و بون‌لار یوخاریدا دئدیک‌لریمیزی تصدیق ائدیر.

آنیمیستیک گؤروش‌لرله باغلي اولا‌راق کولیین جانلی اینسان کیمی تصویر ائدیلمه‌سینه ده تاپماجا‌لاریمیزدا نومونه‌لر گؤسترمک مومکون‌دور:

آیاغی یوخ‌دور قاچیر، قانادی یوخ‌دور اوچور.(کولک)

آیاغین‌دان آلدیرماز، آغزینا یوین ووردورماز.(یئل)

بیر کیلیم وار مینبیر ناخیشلی، یئل بابا سوپورر پاییزی-قیشی.(یئر)

ایلک نظرده بو تاپماجا‌لاردا بنزتمه روحونون اوستونلويو هیسس اولونور. لاکین دریندن دقت یئتیریلدیکده بونون هئچ ده بئله اولمادیغی آیدین اولور. کولک بو و یا باشقا شکیلده جانلی بیر وارحق کیمی تصوّر ائدیلمیش‌دیر. بیرینجی تاپماجادا کولک قوشا، ایکینجیده حیوانا، اوچونجوده ایسه یئنه جان‌لییا، بلکه ده اینسانا بنزدیلمیش‌دیر. حتی "یئل بابا" دئیه چاغملان کولک اینسان کیمی گؤستریلمیش‌دیر. کولیین جانلی وارلیق کیمی تصوّر اولونماسینا ناغیل و افسانه‌لریمیزده ده راست گلیریک. مثلن، "فاطمانین ناغيلی”ندا یوماغی آپاران کوله‌یه فاطما "یئل بابا" دئیه مراجعت ائدیر، اونونلا اینسان کیمی دانیشیر.

آنیمیستیک و توتئمیستیک گؤروش‌لرله علاقه‌دار اولا‌راق، قدیم اینسان‌لاردا گویا حیوان‌لارین دا اینسانین دیلینی، فیکرینی باشا دوشدوگو اقیده‌سی یارانیردی. اونا گؤره ده ايبتدايي اووچو ووراجاغی حيوانین، قوشون، سلاحین آدینی آچیق شکیلده دئمكدن چکینمیش، اونلارین آدینی گیزلی، یعنی حيوانین باشا دوشه بیلمیجیی بیر دیلده سؤیلییرمیش. بئله‌لیکله، او، ووراجاغی اوو حیوانینی گویا آلدادیرمیش. اینسان‌لار نه­اینکی اوو حیوان‌لاری حاقیندا بئله دوشونورموش، حتی ائله ظنن ائدیرمیش‌لر کی، مئشه‌نین، صحرانین، سویون و سایره‌نین ده گویا اعجازکار گؤرونمز صاحبی وارمیش. اونلان دا موختلیف یول‌لارلا آلداتماق لازیم ایمیش. بئله‌لیکله، ایلک گیزلی-سیرلی دانیشیق دیلی عمله گلمه‌یه باشلاییردی کی، بو دا تاپماجا‌لاردا، جزيي ده اولسا، اؤز ایزلرینی ساخلامیش‌دیر.

مشهور فولکلورشوناس و.پ.آنیکین بو حاقدا یازیر:

"علم ثبوت ائتمیش‌دیر کی، مراسیم‌لرله علاقه‌دار اولماسیندان باشقا، تاپماجا‌لارین تا قدیم دؤورلرده اینکیشافی گیزلی نیطقله، حیوان‌لارین، بالیق‌لارین، بیتکی‌لرین و موختلیف اشیا‌لارین ایلین معيين فسیل‌لرینده و معيين شرایطده بیلاواسیطه دوزگون آدینین چکیلمه‌سی‌نین قاداغان ائدیلمه‌سی ایله علاقه‌داردیر".

  طبیعتین سیرلری‌نین سببینی درک ائده بیلمه‌ین ايبتدايي اینسان، سونرا‌لار اونو اؤیرنمه‌یه، گونده‌لیک حیات حادثه‌لری ایله علاقه­لندیرمه‌یه چالیشمیش‌دیر. معلوم اولدوغو کیمی، مئشه‌ده، داغدا، قایادا چتین شرایطده حیوان‌لاری، قوش‌لاری ايبتدايي آلتلرله (داش، آغاج، اوخ، تله و ...) اوولاماق، مئیوه‌لر، یئمه‌لی اوتلار و سایر آختارماق، سونراکی اینکیشاف مرحله‌لرینده ایسه اکین‌چی‌لیک، مالدارلیق، صنتعکارلیق، تیجارت و سایره‌نین موفقیتی طبیعت حادثه‌لرین‌دن، یاغیش، قار، کولک، گونش، ایستی، سویوق و ... آسی‌لی ایدی. ايبتدايي اینسانین گونده‌لیک حیات آرزوسو اولان بو مسئله‌لر اونون تاپماجا‌لاریندا بو و یا دیگر شکیلده، ايبتدايي فورمادا اؤز عکسینی تاپمیش‌دیر.

ناغیل‌لاردان معلوم اولور کی، تاپماجا‌لار کئچمیش دؤولت قورولوشوندا دا رول اوینامیش‌دیر. بئله کی، بیر فئودال دیگری ایله محاربه ائتمزدن قاباق اونا بیر نئچه تاپماجا گؤندرر، قارشی طرف جاواب وئره بیلمدیکده ایسه محاربه اعلان ائدیلرمیش. بونون نومونه‌سی "درزی شاگیردی احمد"، "داش­دمیر" و باشقا ناغیل‌لاردا آیدین گؤرونور.

تاپماجا‌لار بعضن فئودال محاربه‌لری زامانی گیزلی دیپلوماتیک سیرلری سؤیلمک واسطه‌سی ده اولموش‌دور. بو باره‌ده پروفسور. ی.م.سوکولوو یازیر: "تاپماجا‌دان بعضی حال‌لاردا گیزلی دیپلوماتیک دیل فورما‌لارین‌دان بیری کیمی ایستیفاده اولونماسی حاقیندا روس سالنامه‌لرینده ماراقلي معلومات‌لار واردیر"'.

تاپماجا فورماسیندا اولان و دیپلوماتیک کاراکتر داشییان بئله سورغولاردان ناغیل، داستان و روایتلریمیزده خيلي نومونه‌لر تاپماق مومکون‌دور. بونون ان یاخشی نومونه‌سینه "پادشاه و وزیر" آدلی ناغیلدا تصادف ائدیلیر. بو موناسیبتلر اورادا بئله تصویر اولونور:

گون‌لرین بیرینده بیر پادشاه اؤزونون وزیرینی گؤندریب باشقا پادشاه‌دان طلب ائدیر کی، یا اونون وئرجیی تاپماجانین جاوابینی تاپسین، یا دا تاخت-تاج‌دان ال چکسین. وزیر اؤز سوال‌لارینی یئرده ایشاره ایله چکیب جاواب ایستییر. هئچ کیم اونو تاپا بیلمیر. آخیردا بیر عقللی، دونیاگؤرموش قوجا تاپیلیر. او، گلیب وزیره ایشاره ائدیر کی، سوال‌لارینی تکرار ائتسین. وزیر عصا ایله یئرده بیر دایره چکیر. قوجا دایرنی الینده­کی آغاجلا تن اورتا‌دان ایکی یئره بؤلور. ائلچی وضعیتی بئله گؤردوکده جیبیندن بیر اوووج داری چیخاردیب دایره‌نین اورتاسینا سپیر. قوجا بیر خوروز گتیریب دایره‌نین ایچری‌سینه بوراخیر. خوروز آز بیر واختدا داری‌لاری یئییب قورتاریر. وزیر غضبلنیب اورتایا سوغان آتیر. قوجا کئفینی پوزما‌دان بیر یومروق ووروب سوغانی ازیر. وزیر تاپماجانین جاواب‌لارین‌دان راضی قالیب گئدیر. سونرا قوجا همین تاپماجانین جاوابینی ایزاه ائده‌رک دئییر: - وزیر یئرده دایره چکمکله دئمک ایستییردی کی، یئر کوره‌سینه صاحب اولماق ایستییریک. من دایرنی ایکی یئره بؤلوب دئدیم کی، اونون یاری‌سی بیزیم‌دیر. وزیر راضی اولماییب یئره بیر اوووج داری سپدی کی، یعنی تکلیفیمیزه راضی اولماسانیز، سای‌سیز-حساب‌سیز قوشونلا سیزه هوجوم ائدریک. من خوروزو اورتایا آتماقلا دئدیم کی، بیزده ائله پهلوان‌لار وار کی، اونلاری بوراخساق، سیزین بوتون قوشونونوزو بو داری کیمی دنله‌ییب قورتارارلار. وزیر سؤزومدن غضبلنیب یئره سوغان آتدی و دئمک ایسته‌دی کی، اوندا اورتایا آجيلیق، اداوت دوشر. من ده سوغانی ازمکله دئدیم کی، آجيلیق دوشنده ده وئجیمیزه دئییل.

بون‌لاردان باشقا، بیر ده تاپماجا‌لاردان آغلی یوخلاماق اوچون، توی مراسیم‌لرینده موختلیف تاپشیریق‌لاری یئرینه یئتیننک، شاهلیغا کئچمک و سایره‌ده ایستیفاده ائدیرلرمیش کی، بونو خوصوصن ناغیل‌لاردا آیدین شکیلده گؤرمک مومکون‌دور.

تاپماجا‌لاردا اینسان‌لارین جمعیت حاقین‌داکی فیکیرلری، حیات تجروبه‌سی، طبیعت اوزرین‌دکی موشاهیده‌لری، تصرروفات، معیشت مسئله‌لری و سایره بدیعی فورمادا، اوبرازلی شکیلده ایفاده ائدیلمیش‌دیر. بئله بیر زنگین خزیننی ایسه خالق عصرلر بویو یاشادا‌راق گله‌جک نسله تقدیم ائتمیش‌دیر. محض بونا گؤره ده، اوللر تاپماجا‌لار مجلیس یاراشیغی اولموش، قوجا‌لار اونو گنج‌لره دانیشمیش، اونلار ایسه هوسله یاددا ساخلادیق‌لارینی اؤولادلارینا اؤیرتمیشلر. قدیم دؤورلرده گنج اوغلان و قیزلارا چتین و درین معنا‌لی تاپماجا‌لار وئره‌رک اونلارین حیات، عائله و محبّت، تصرروفات، صنعت حاقیندا بیلیک و وردیش‌لرینی یوخلایاردی‌لار. بو تاپماجا‌لارا دوزگون جاواب وئرنلر ایستدیک‌لری قیزلارین رغبتینی قازانا‌راق، اونلارلا ائولنمک حقوقونا مالیک اولوردولار. بو عادت "ایلیاس"، "داش­دمیر"، "پادشاه و قیز"، "اوچ باجی، اوچ قارداش"، "اوچ شاهزاده" کیمی اونلارجا ناغیل و داستان‌لاردا اؤز بدیعی ایفاده‌سینی تاپمیش‌دیر.

واخت ایله کیتابین، تئاتر و کینونون، رادیونون نه اولدوغونو بیلمه‌ین خالق موختلیف ایلنجه واسطه‌لری ایچری‌سینده تاپماجا‌لاردان دا گئنیش ایستیفاده ائتمیشدی. اوزون قیش گئجه‌لرینده، موختلیف بایرام‌لاردا و یا آدی گونلرده ائولرده کورسو قورار، تن‌دیر باشینا ییغیشیب تاپماجایا قولاق آسارددار. خالقی ماراقلاندیران، اونلارین ذؤوقونو اوخشایان بئله تاپماجا‌لاردا یوموریستیک، آللئقوریک حادثه و ایفاده‌لره، آللیتئراسیا و شعریته گئنیش یئر وئريلردی. سونرا‌لار تاپماجا سؤیلمک، اونون جاوابینی تاپماق ان ماراقلي بیر ایلنجه‌یه چئوریله‌رک گئتدیکجه کوتلوی کاراکتئر آلمیشدی.

معلوم اولدوغو کیمی، هر دؤورون حادثه‌لری ایله سسلشن، خالقین حیات و معیشت طرزینه عاید بیر سیرا تاپماجا‌لار یارانیر. بعضن اونلار زامان کئچدیکجه دیلدن­دیله دوشه‌رک دییشیر، آنلاشیلماسی چتین‌لیک تؤره‌دن تاپماجایا چئوریلیر. ان معتبر تدقیقات‌چی‌لار بئله اونو آنلامیر و جاوابینی تاپماقدا چتین‌لیک چکیرلر. لاکین زامان کئچدیکجه او سؤزلرین قدیم فونکسیاسی، مضمونو آراشدیریلدیقدا معلوم اولور کی، ایلک باخیشدا معنا‌سیز گؤرونن تاپماجا‌لارین معناسی واخت ایله هامییا آیدین ایمیش. لاکین اورادا ایشلنن اشیا، حادثه و سایره آدلاری اؤز دؤورونده هامییا معلوم اولموش و زامان کئچدیکجه اونودولموش، یئنی‌سی ایله اوز ائدیلمیش‌دیر.

اونو خاطیرلاماق کیفایتدیر کی، حاضردا شهر مکتبلرینده اوخویان شاگیردلره "ساجایاق"، "مفرش"، "خورجون"، "سولو قلیان" و سایره حاقیندا تاپماجا سؤیلدیکده، بو اشیا‌لارین نه دئمک اولدوغونو بیلمیرلر. چونکی علم و تئکنیکا شهر حیاتین‌دان همین اشیا‌لاری سیخیش‌دیرا‌راق آرا‌دان چیخارمیش، یئنی‌سی ایله اوز ائتمیش‌دیر.

بئله تاپماجا‌لار اولدوقجا چوخ‌دور. بعضن ائله بیلینیر کی، بو تاپماجادا یا سؤز دوشموش و یا دا تحریف اولونموش‌دور. لاکین درین تدقیقات نتیجه‌سینده معلوم اولور کی، بو، اؤز دؤورو اوچون خالق معیشتینده بؤیوک اهمیتی اولان ان ماراقلي و معنا‌لی تاپماجا ایمیش. اودور کی، خالق معیشتینده یاشایان، لاکین ایلک باخیشدا فورما و مضمونو، جاوابی آیدین اولمایان بئله تاپماجا‌لاری آتماق قتین دوغرو اولماز. اورادا بیر سیرا تیببی آدلار، درمان‌لار، واختی ایله یاشامیش، ایندی ایسه نسلی کسیلمیش حیوان، قوش، بیتکی، اشیا و سایره آدلاری واردیر کی، همین ساحه‌نین متخصص‌لری اوچون بو آدلار تدقیقات نتیجه‌سینده آنلاشیقلی شکله چئوریلیر.

معلوم اولدوغو اوزره، چوخ دا اوزاق دؤورلرین یارادیجی‌لیق محصولو اولمایان "کیتابی-دده قورقود" داستانیندا بیر سیرا ایفاده و سؤزلر واردیر کی، اونلارین معنا‌لاری بو گون بئله تدقیقات‌چی اوچون آنلاشیلماز قالمیش‌دیر. تاپماجا‌لارین یارانما تاریخی ایسه چوخ اوزاق‌لارلا باغلي اولدوغون‌دان، شوبهه‌سیز، اورادا داها چوخ آنلاشیلماز ایفاده‌لره تصادف ائدیلمه‌لی‌دیر کی، بو دا تامامیله قانوناویغون‌دور.

بون‌دان باشقا، تاپماجا‌لاردا آیري-آیری دیالئکت‌لرده ایشلنن بعضی آرخایک سؤزلره ده راست گلمک اولور. شهر اها‌لی‌سی اوچون آیدین اولمایان بو سؤزلر حاضردا کند و رایون یئرلرینده ایشلنمکده‌دیر. بعضی بئله ایفاده‌لرین کؤهنلدیگینی، اونون یئنی سؤزلرله اوز اولونماسینی ادعا ائدن‌لر ده اولور. لاکین اونودولماما‌لی‌دیر کی، فولکلورشوناس‌لیق قایدا‌لارینا گؤره شیفاهی ادبیاتیمیزی علمی شکیلده نشر ائدرکن اورادا ایستنیلدیگی کیمی دییشیک‌لیک ائتمه‌یه هئچ کسین حاقی یوخ‌دور. بئلینسکی یازیر: "روس ناغیل‌لاری خالق فانتازیاسینین یاراتدیغی شکیلده اؤزونه­مخصوص معنایا مالیک‌دیر، دییشدیریلمیش و بزک وئریلمیش بیر شکیلده ایسه او قطعن هئچ بیر معنایا مالیک دئییل‌دیر".

بیر سیرا تاپماجا‌لار واردیر کی، اونون دا جاوابینی تاپماق اولدوقجا چتین‌لیک تؤره‌دیر. مثلن:

او ندیر کی، اؤزو بوردا، ساققا‌لی اوردا.   (بوخاری و توستو)

ایلک باخیشدا بئله بیر سوال وئریله بیلر کی، نئجه یعنی "اؤزو بوردا، ساققا‌لی اوردا". بونون یئری-یاتاغی غيري-معيين اولدوغو اوچون اونو هر شئیه عاید ائتمک اولار.

تاپماجانین سؤیلندیگی شرایطی بیلمه‌دن اونو تاپماق چوخ چتین‌دیر. لاکین بیر آنلیغا قیش گئجه‌لری‌نین بیرینده قدیم بوخاری‌سی اولان بیر ائوده، اوجاق باشینا ییغیلمیش اوشاق‌لارا تاپماجا سؤیله‌ین بیر قوجانی گؤز اؤنونه گتیرین. قوجا علینی اوجاغا اوزادا‌راق اؤزو بوردا، سونرا علینی دامین اوستونه ایشاره ائده‌رک ساققا‌لی اوردا دئدیکده، تاپماجانی تاپماق آسانلاشیر. دینلییجی‌لر بوخاریدا یانان اودو، یوخاری قالخان توستونو گؤردوکده چوخ دا چتین‌لیک چکمه‌دن جاوابی تاپیرلار. همین تاپماجانی ایندیکی زاماندا سؤیله‌ییب هارا ایشاره ائتسن ده، اونون جاوابینی تاپماق مومکون اولمایا‌جاق‌دیر. دئمه‌لی، بو گون اوچون معنا و جاوابی آیدین اولمایان، لاکین اؤز دؤورو اوچون اوشاغا بئله آیدین اولان تاپماجا‌لاری ایستنیلن قدر گؤسترمک اولار.

بعضن ده ائله تاپماجا‌لارا تصادف ائدیلیر کی، مضمون و فورماسی عینی اولدوغو حالدا، جاواب‌لاری موختلیف اولور. اوخوجو بعضن دوشونه بیلر کی، بو نئجه اولور کی، بیر تاپماجا موختلیف معنا‌لارا یوزولور، یقین بورادا نه ایسه بیر سهوه یول وئریلیب‌دیر. اصلینده بو حال تاپماجا اوچون تامامیله قانونی اولوب، بوتون خالق‌لارین تاپماجا‌لارینا عایددیر.

معلوم اولدوغو کیمی، شیفاهی ادبیات ژانرلاری ایچری‌سینده ان چوخ واریانتی اولان تاپماجا‌لاردیر. ائله تاپماجا‌لار وار کی، اونون یوزدن آرتیق واریانتی واردیر. چوخ­واریانتلی‌لیقلا یاناشی، بو ژانرین باشقا بیر خصوصیتی ده عینی بیر تاپماجانین بیر نئچه موختلیف جاواب‌لاری اولدوغو حالدا، بیر نئچه موختلیف تاپماجانین دا بیر جاوابا مالیک اولماسی‌دیر. مثلن:

بیر قوشوم وار آلاجا، گئتدی قوندو آغاجا.

اؤزونه یووا تیکدی،

نه قاپی قویدو، نه باجا.

(باراما، بالقاباق)

تاپماجادا تصویر اولونان اشیا و یا حادثه‌نین هئچ اولمازسا بیرجه خصوصیت و یا خاصیتی‌نین باشقاسینا آز دا بنزییشی وارسا، او زامان همین وضعیت عمله گلیر. اونا گؤره ده بالقاباق و بارامانین خاریجی گؤرونوش‌لرین‌دکی فورما اوخشارلیغی، هر ایکی‌سی‌نین آغزینین باغلي‌لیغی، بیری‌نین ایچینده ایپک قوردو، دیگرینینکینده ایسه چییردک اولدوغو اوچون هر ایکی‌سی حاقیندا عینی تاپماجا یارانمیش‌دیر. بعضن بو بنظمه‌لر فورما اعتباری ایله دئییل، معنا و اهمیتینه گؤره ده تظاهر ائدیر.

مثلن:

یئره ووردوم بالتانی، آغزی گوموش خالتانی. یئردن بیر اوغلان چیخدی، جمله جاهان سولطانی.(سو، آی، گون، تاخیل و ...)

یاخود: باشینی کسدیم قانی یوخ، جوجه‌لری‌نین سانی یوخ.(داری، خاش-خاش، خالچا و ...)

تقدیم ائدیلن همین اثرده بئله تاپماجا‌لاردان اوتوزا قدر نومونه وئریلمیش‌دیر.

بئله بیر وضعیت بو ژانر اوچون تامامیله سجیوی حال‌دیر. بالقاباق و باراما حاقیندا تاپماجا ه.زئیناللینین "آذربایجان تاپماجا‌لاری" کیتابیندا دا، بیزیم وئردیگیمیز شکیلده، قصداً ایکی دفعه تکرار ائدیلمیش، بیری‌نین جاوابی باراما، ایکینجی­سینینکی ایسه قاباق گؤستریلمیشدیر. دئدیک‌لریمیز تکجه بو تاپماجایا عاید دئییل، یوزلرجه باشقا تاپماجا‌لارا دا عایددیر. بو مسئله حاقیندا پروف. ب.آ.قاررییئو "تورکمن تاپماجا‌لاری" کیتابیندا، ز.هوسئینووا "اؤزبک تاپماجا‌لاری" آدلی اسریند، مشهور فولکلورشوناس آ.İ.قئربستمان “او زووکوووم ایستروئنیی نارودنوی زاقادکی” تدقیقاتیندا گئنیش و آیدین معلومات وئریر

"هئت هی اوکوه، هی دوئرئی" روس تاپماجاسی هاققمدا آ.İ.قئربستمان یازیر: "بو تاپماجانین ان موختلیف جاواب‌لارینا راست گلیریک. او جاواب‌لاردان خیار، قارپیز، آلما و سایرنی گؤسترمک اولار. مثلن، م.آ.ریبنیکووون کیتابیندا 805-جی صحیفه‌ده 106 و 114 شماره­لی تاپماجا‌لارین متن‌لری عینی اولدوغو حالدا جاواب‌لاری ایسه موختلیف‌دیر".

تاپماجادا تاریخی حقیقت‌لرین قاهق‌لارینی تاپماق اوچون اونلارین عومومی آهنگینه، مؤوزوسونا، داها دوغروسو، نیین اساس گؤتورولدوگونه دقت یئتیرمک لازیم‌دیر.

آذربایجان خالقینین کؤچری حیات طرزی‌نین ایزلرینی آختارماق لازیم گلرسه، اونا عاید بعضی تاپماجا‌لاری آشکار ائتمک مومکون‌دور. معلوم اولدوغو کیمی، کؤچری اینسان هئچ ده اؤزونه داش‌دان، کرپیجدن و یا آغاج‌دان ائو تیکمه‌لی اولمور. چونکی هاوانین، سویون، قیدا منبعی‌نین و سایره‌نین هارادا الوئریش‌لی اولوب-اولماماسین‌دان آسی‌لی اولا‌راق کؤچری اینسان بو گون بورادا، بیر آیدان سونرا باشقا بیر یئرده، داغدا، دوزنده و مئشه‌ده مسکن سالماغا مجبور اولوردو. محض بو سببه گؤره ده اونون دایمی ائوی، باغی، یاشاییش یئری اولموردو. مووقّتی یاشاییش یئرینده یاغیش‌دان، قاردان، بوران‌دان، کولک‌دن قورونماق اوچون ایسه چادیر، قدیم دیه کیفایت ایدی. چونکی بونو آسان‌لیقلا دوزلتمک و کؤچوب گئتدیکده ایسه سؤکمک اولوردو. دئمه‌لی، کؤچری اینسانین حیاتیندا اساس رول اوینایان دیه حاقیندا، هئچ شوبهه‌سیز، سای‌سیز-حساب‌سیز تاپماجا‌لار یارانما‌لی ایدی. همین تاپماجالان اوخویارکن دیه‌نین قورولوشو اینسانین گؤزو قارشی‌سیندا جان‌لانیر:

آغیر دونو، یوخ‌دور جانی. اوزون­جا‌دیر دیرناق‌لاری، یئره باتیر بارماق‌لاری.(دیه)

اگر یوخاری‌داکی تاپماجادا دیه‌نین عومومی گؤرونوشو تصویر اولونورسا، آشاغیداکیندا اونون آیری-آیری حیسه‌لرین‌دن بحث ائدیلمیش‌دیر.

بیز بیز ایدیک، یوز قیز ایدیک، بیزی اوزدولر، ایپه دوزدولر*.(چتن)

 تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com  



تاريخ : سه شنبه بیست و نهم اسفند ۱۳۹۱ | 16:22 | نویسنده : اسماعیل عبادی |

گوگ تپه خالصه - آیین های قدیمی نوروز

 تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com  

سخن تازه از نوروز گفتن دشوار است. نوروز یک جشن ملی است،‌جشن ملی را همه می‌شناسند که چیست، نوروز هر ساله برپا می‌شود و هر ساله از آن سخن می‌رود. بسیار گفته‌اند و بسیار شنیده‌اید؛ پس به تکرار نیازی نیست؟ چرا، هست. مگر نوروز را خود مکرر نمی‌کنید؟ پس سخن از نوروز را نیز مکرر بشنوید. در علم و ادب تکرار ملال‌آور است و بیهوده؛ “عقل” تکرار را نمی‌پسندد؛ اما “احساس” تکرار را دوست دارد، طبیعت تکرار را دوست دارد، جامعه به تکرار نیازمند است، طبیعت را از تکرار ساخته‌اند؛ جامعه با تکرار نیرومند می‌شود، احساس با تکرار جان می‌گیرد و نوروز داستان زیبایی است که در آن، طبیعت، احساس و جامعه هر سه دست‌اندرکارند.
نوروز که قرن‌های دراز است بر همة جشن‌های جهان فخر می‌فروشد، از آن رو “هست” که یک قرارداد مصنوعی اجتماعی و یا یک جشن تحمیلی سیاسی نیست، جشن جهان است و روز شادمانی زمین، آسمان و آفتاب، و جوشِ شکفتن‌ها و شور زادن‌ها و سرشار از هیجانِ هر “آغاز”.
جشن‌های دیگران، غالباً انسان‌ها را از کارگاه‌ها، مزرعه‌ها، دشت و صحرا، کوچه و بازار، باغ‌ها و کشتزارها، در میان اطاق‌ها و زیر سقف‌ها و پشت درهای بسته جمع می‌کند: کافه‌ها، کاباره‌ها، زیرزمینی‌ها، سالن‌ها، خانه‌ها … در فضایی گرم از نفت، روشن از چراغ، لرزان از دود، زیبا از رنگ و آراسته از گل‌های کاغذی، مقوایی، مومی، بوی کندر و عطر و … اما نوروز دست مردم را می‌گیرد و از زیر سقف‌ها، درهای بسته، فضاهای خفه، لای دیوارهای بلند و نزدیک شهرها و خانه‌ها،‌ به دامن آزاد و بیکرانة طبیعت می‌کشاند: گرم از بهار، روشن از آفتاب، لرزان از هیجانِ آفرینش و آفریدن، زیبا از هنرمندی باد و باران، آراسته با شکوفه، جوانه، سبزه و معطر از:
“بوی باران، بوی پونه، بوی خاک،
شاخه‌های شسته، باران خورده، پاک” …
نوروز تجدید خاطرة بزرگی است: خاطرة خویشاوندی انسان با طبیعت. هر سال، این فرزند فراموشکار که،‌ سرگرم کارهای مصنوعی و ساخته‌های پیچیدة خود، مادر خویش را از یاد می‌برد، با یادآوری‌های وسوسه‌آمیز نوروز، به دامن وی باز می‌گردد و با او، این بازگشت و تجدید دیدار را جشن می‌گیر: فرزند، در دامن مادر، خود را بازمی‌یابد و مادر،‌ در کنار فرزند، چهره‌اش از شادی می‌شکفد، اشک شوق می‌بارد، فریادهای شادی می‌کشد؛ جوان می‌شود، حیات دوباره می‌گیرد. با دیدار یوسفش بینا و بیدار می‌شود.
تمدن مصنوعی ما هر چه پیچیده‌تر و سنگین‌تر می‌گردد، نیاز به بازگشت و بازشناخت طبیعت را در انسان حیاتی‌تر می‌کند و بدینگونه است که نوروز، برخلاف سنت‌ها که پیر می‌شوند و فرسوده و گاه بیهوده، رو به توانایی می‌رود و در هر حال، آینده‌ای جوان‌تر و درخشان‌تر دارد، چه، نوروز راه سومی است که جنگ دیرینه‌ای را که از روزگار لائوتزو و کنفسیوس تا زمان روسو و ولتر درگیر است به آشتی می‌کشاند.
نوروز تنها فرصتی برای آسایش، تفریح و خوشگذرانی نیست، نیاز ضروری جامعه، خوراک حیاتی یک ملت نیز هست. دنیایی که بر تغییر و تحول، گسیختن و زایل شدن، درهم ریختن و از دست رفتن بنا شده است، جایی که در آن، آنچه ثابت است و همواره لایتغیر و همیشه پایدار،‌ تنها تغییر است و ناپایداری؛ چه چیز می‌تواند ملتی را، جامعه‌ای را، در برابر عرابة بی‌رحم زمان – که بر همه چیز می‌گذرد و له می‌کند و می‌رود، هر پایه‌ای را می‌شکند و شیرازه‌ای را میگسلد- از زوال مصون دارد؟
هیچ ملتی با یک نسل و دو نسل شکل نمی‌گیرد؛ ملت، مجموعة پیوستة نسل‌های متوالی بسیار است، اما زمان، این تیغ بی‌رحم، پیوند نسل‌ها را قطع می‌کند؛ میان ما و گذشتگانمان- آنها که روح جامعة‌ ما و ملت ما را ساخته‌اند- درة هولناک تاریخ حفر شده است؛ قرن‌های تهی ما را از آنان جدا ساخته‌اند؛ تنها سنت‌ها هستند که پنهان از چشم جلاد زمان، ما را از این درة هولناک گذر می‌دهند و با گذشتگانمان و با گذشته‌هایمان آشنا می‌سازند. در چهرة مقدس این سنت‌ها است که ما حضور آنان را در زمان خویش، کنار خویش و در “خودِ خویش”، احساس می‌کنیم؛ حضور خود را در میان آنان می‌بینیم و جشن نوروز یکی از استوارترین و زیباترین سنت‌ها است.
در آن هنگام که مراسم نوروز را به پا می‌داریم، گویی خود را در همة‌ نوروزهایی که هر ساله در این سرزمین برپا می‌کرده‌اند، حاضر می‌یابیم و در این حال، صحنه‌های تاریک و روشن و صفحات سیاه و سفید تاریخ ملت کهن ما در برابر دیدگانمان ورق می‌خورد، رژه می‌رود. ایمان به اینکه نوروز را ملت ما هر ساله در این سرزمین بر پا می‌داشته است، این اندیشه‌های پرهیجان را در مغزمان بیدار می‌کند که: آری، هر ساله! حتی همان سالی که اسکندر چهرة این خاک را به خون ملت ما رنگین کرده بود، در کنار شعله‌های مهیبی که از تخت جمشید زبانه می‌کشید، همانجا، همان وقت، مردم مصیبت‌زدة ما نوروز را جدی‌تر و با ایمان بیشتری برپا می‌کردند؛ آری، هر ساله! حتی همان سال که سربازان قتیبه بر کنارة جیحون سرخ رنگ،‌ خیمه برافراشته بودند و مهلب خراسان را پیاپی قتل عام می‌کرد، در آرامش غمگین شهرهای مجروح و در کنار آتشکده‌های سرد و خاموش، نوروز را گرم و پرشور جشن می‌گرفتند.
تاریخ از مردی در سیستان خبر می‌دهد که در آن هنگام که عرب سراسر این سرزمین را در زیر شمشیر خلیفة جاهلی آرام کرده بود، از قتل عام شهرها و ویرانی خانه‌ها و آوارگی سپاهیان می‌گفت و مردم را می‌گریاند و سپس، چنگ خویش را برمی‌گرفت و می‌گفت: “اباتیمار، اندکی شادی باید”! نوروز در این سال‌ها و در همة سال‌های همانندش، شادی‌یی اینچنین بوده است، عیاشی و “بی‌خودی” نبوده است،‌ اعلام ماندن و ادامه داشتن و بودن این ملت بوده و نشانة پیوند با گذشته‌ای که زمان و حوادث ویران‌کنندة زمان همواره در گسستن آن می‌کوشیده‌ است.
نوروز همه وقت عزیز بوده است؛ در چشم مغان، در چشم موبدان، در چشم مسلمانان و در چشم شیعیان مسلمان، همه نوروز را عزیز شمرده‌اند و با زبان خویش، از آن سخن گفته‌اند. حتی فیلسوفان و دانشمندان که گفته‌اند: “نوروز روز نخستین آفرینش است که اورمزد دست به خلقت جهان زد و شش روز در این کار بود و ششمین روز، خلقت جهان پایان گرفت و از این رو است که نخستین روز فروردین را هورمزد نام داده‌اند و ششمین روز را مقدس شمرده‌اند”.
چه افسانة زیبایی؛ زیباتر از واقعیت! راستی مگر هر کس احساس نمی‌کند که نخستین روز بهار، گویی نخستین روز آفرینش است. اگر روزی خدا جهان را آغاز کرده است، مسلماً آن روز، این نوروز بوده است. مسلما بهار نخستین فصل و فروردین نخستین ماه و نوروز نخستین روز آفرینش است. هرگز خدا جهان را و طبیعت را با پاییز یا زمستان یا تابستان آغاز نکرده است. مسلما اولین روز بهار، سبزه‌ها روییدن آغاز کرده‌اند و رودها رفتن و شکوفه‌ها سرزدن و جوانه‌ها شکفتن، یعنی نوروز.
بی‌شک، روح در این فصل زاده است و عشق در این روز سر زده است و نخستین بار، آفتاب در نخستین روز نوروز طلوع کرده است و زمان با وی آغاز شده است.
اسلام که همة رنگ‌های قومیت را زدود و سنت‌ها را دگرگون کرد، نوروز را جلای بیشتری داد، شیرازه بست و آن را، با پشتوانه‌ای استوار، از خطر زوال در دوران مسلمانی ایرانیان، مصون داشت. انتخاب علی به خلافت و نیز انتخاب علی به وصایت، در غدیر خم، هر دو در این هنگام بوده است و چه تصادف شگفتی! آن همه خلوص و ایمان و عشقی که ایرانیان در اسلام به علی و حکومت علی داشتند پشتوانة نوروز شد. نوروز که با جان ملیت زنده بود، روح مذهب نیز گرفت؛ سنت ملی و نژادی، با ایمان مذهبی و عشق نیرومند تازه‌ای که در دلهای مردم این سرزمین برپا شده بود پیوند خورد و محکم گشت، مقدس شد و، در دوران صفویه، رسما یک شعار شیعی گردید،‌ مملو از اخلاص و ایمان و همراه با دعاها و اوراد ویژة خویش. آنچنان که یکسال نوروز و عاشورا در یک روز افتاد و پادشاه صفوی، آن روز را عاشورا گرفت و روز بعد را نوروز!
نوروز- این پیری که غبار قرن‌های بسیار بر چهره‌اش نشسته است- در طول تاریخ کهن خویش، روزگاری در کنار مغان، اوراد مهرپرستان را خطاب به خویش می‌شنیده است؛ پس از آن، در کنار آتشکده‌های زردشتی، سرود مقدس موبدان و زمزمة اوستا و سروش اهورامزدا را به گوشش می‌خوانده‌اند؛ از آن پس، با آیات قرآن و زبان الله از او تجلیل می‌کرده‌اند و اکنون، علاوه بر آن، با نماز و دعای تشیع و عشق به حقیقت علی و حکومت علی، او را جان می‌بخشند و در همة این چهره‌های گوناگونش، این پیر روزگارآلود، که در همة قرن‌ها و با همة نسل‌ها و همة اجداد ما- از اکنون تا روزگار افسانه‌ای جمشید باستانی- زیسته است و با همه‌مان بوده است، رسالت بزرگ خویش را، همه وقت، با قدرت و عشق و وفاداری و صمیمیت انجام داده است و آن، زدودن رنگ پژمردگی و اندوه از سیمای این ملت نومید و مجروح است و درآمیختن روح مردم این سرزمین بلاخیز با روح شاد و جانبخش طبیعت و، عظیم‌تر از همه، پیوند دادن نسل‌های متوالی این قوم- که بر سر چهار راه حوادث تاریخ نشسته و همواره تیغ جلادان و غارتگران و سازندگان کله منار‌ها بند بندش را از هم می‌گسسته است و نیز پیمان‌یگانگی بستن میان همة دل‌های خویشاوندی که دیوار عبوس و بیگانة دوران‌ها در میانه‌شان حائل می‌گشته و درة عمیق فراموشی میانشان جدایی می‌افکنده است.
و ما، در این لحظه، در این نخستین لحظات آغاز آفرینش، نخستین روز خلقت، روز اورمزد، آتش اهورایی نوروز را باز برمی‌افروزیم و در عمق وجدان خویش، به پایمردی خیال، از صحراهای سیاه و مرگ‌زدة قرون تهی می‌گذریم و در همة نوروزهایی که در زیر آسمان پاک و آفتاب روشن سرزمین ما برپا می‌شده است، با همة زنان و مردانی که خون آنان در رگ‌هایمان می‌دود و روح آنان در دلهایمان می‌زند شرکت می‌کنیم و بدینگونه، “بودن خویش” را، به عنوان یک ملت، در تندباد ریشه برانداز زمان‌ها و آشوبِ گسیختن‌ها و دگرگون شدن‌ها خلود می‌بخشیم و، در هجوم این قرن دشمنکامی که ما را با خود بیگانه ساخته و، “خالی از خویش”، بردة رام و طعمة زدوده از “شخصیت” این غرب غارتگر کرده است، در این میعادگاهی که همة نسل‌های تاریخ و اساطیر ملت ما حضور دارند، با آنان پیمان وفا می‌بندیم و “امانت عشق” را از آنان به ودیعه می‌گیریم که “هرگز نمیریم” و “دوام راستین” خویش را به نام ملتی که در این صحرای عظیم بشری، ریشه در عمق فرهنگی سرشار از غنی و قداست و جلال دارد و بر پایة “اصالت” خویش، در رهگذر تاریخ ایستاده است، “بر صحیفة عالم ثبت” کنیم.

  تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com


نیسگیل آغاجی هئی گتیریر بار کوچه ­میزده

کهلیک یئرینه دالدالانیر سار کوچه­ میزده

بوردا، بو داراشلیق کوچه ­ده یوخ یوخوموزدور

عاغلیندان اینان هرنه کئچیر وار کوچه ­میزده

دؤرد آی­دی کی ایسفندی یولا سالمیشیق آمما

بیلمم کی ندندیر اریمیر قار کوچه ­میزده

قورخوتمورام، آددیم باشی جان قورخوسو واردیر

هر دیقه اؤلوم فیشقا چالیر دار کوچه­ میزده

گؤردون کی ایشین داردی قیشقیرما یالاندان

هئچ کیم سسینی دویمایاجاق کار کوچه ­میزده

مهران،بیر آغاج اکمیشیک اینسانلیق آدیندا

بیلمم نییه وئرمیر بو آغاج بار کوچه ­میزده؟؟؟



برچسب‌ها: تورکی شعرلر





تاريخ : سه شنبه بیست و نهم اسفند ۱۳۹۱ | 16:22 | نویسنده : اسماعیل عبادی |

رمضان درقدیم -  گوگ تپه خالصه

 تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com

رمضان در گوگ تپه خالصه

دو شاعر به هم رسيدند اولي گفت:
خوش نشين بر لب آبي كه روان مي گذرد
تا كه احساس كني عمر چه سان مي گذرد
از صداي گذر آب چنان مي فهمي
تند تر از آب روان عمر گران مي گذرد
...در جواب شاعر ديگر گفت:
راست گفتي بنگر عمر چه سان مي گذرد
همچو تير از پرش زه به كمان مي گذرد
عمر سي روزه اين ماه خدا رفت عزيز
عمر صد ساله ما چون رمضان مي گذرد

مردم گوگ تپه خالصه  نيز به شيوه خود به استقبال ماه مبارك رمضان مي روند و آيين و رسوم كهن خود در اين ماه را پاس مي دارند.
در گذشته  مردم مومن روستای  گوگ تپه خالصه  براي رويت هلال ماه رمضان بالاي بام مي رفتند و ساعت ها منتظر مي شدند يا سواري را به شهر میاندواب  مي فرستادند تا از ديده شدن هلال خبري بياورد.
بزرگترها بعد از رويت هلال ماه رمضان، به چهره يك كودك معصوم يا يك فرد مومن و نمازخوان نگاه مي كردند و اعتقاد داشتند كه نگريستن به صورت آدم هاي بي نماز و روزه خوار، خوش يمني درپي نخواهد داشت.
نگاه كردن به آيينه و فرستادن صلوات بر محمد و آل محمد (ص) بعد از رويت
هلال ماه رسمي بود كه هنوز هم در بين پيرمردان  روستاي گوگ تپه خالصه ، مرسوم است.
اين عادت بر اين اعتقاد مبتني است كه بايد در ماه رمضان دل مومن همچون آيينه صاف و روشن باشد و از ناپاكي ها صيقل يابد.
پيرمردان براي اين منظور همواره آئينه كوچكي در درون جيب خود داشتند و بعد از اينكه به آيينه نگاه مي كردند، با فرستادن صلوات چندين بار آيينه را به دور خود و اهل خانواده مي چرخاندند.
هر چند اين رسم طي ساليان اخير به دليل توسعه رسانه هاي گروهي، موضوعيت خود را از دست داده اما هنوز بسياري از پيرزنان و پيرمردان روستا به اين كار مبادرت مي كنند.
همچنين پيش از آغاز ماه رمضان از طرف مردم روستاهايي كه روحاني نداشتند، نمايندگاني نزد امام جمعه هاي شهرها فرستاده مي شد تا از آنها درخواست كنند يك روحاني را به نمايندگي از خود به روستا بفرستند.
روحاني فرستاده شده را با سلام و صلوات به روستا مي بردند و هر شب در خانه اي مهمان مي شد تا ماه رمضان به پايان برسد.
رسم پيشواز هم در ميان متدينينگوگ تپه خالصه  وجود دارد كه به آن قاباخلاما مي گويند. آنها دو يا سه روز قبل از رويت هلال به پيشواز ماه رمضان مي روند و روزه مي گيرند.
در گوگ تپه خالصه  زنان روستا در ماه رمضان مانند عيد نوروز به غبارگيري منازل مي پرداختند و بر اين اعتقاد بودند خانه اي كه براي شروع ماه رمضان پاك و تميز نباشد، خير و بركت ماه مهماني خدا، از آن گريزان مي شود
زنان همچنين يكي دو روز مانده به آغاز ماه، شيريني به نام نزيه درست مي كنند. نزيه يك نوع نان محلي مغزدار است كه روي آن با چنگال و ته استكان بزك شده است. اين نان از شيريني هاي مخصوص ماه رمضان است.
سحري خوردن و سحري بلند شدن هم براي خود در گوگ تپه خالصه  آدابي دارد. هنوز روستائيان پایین از گوگ تپه هستند  که  با صداي ضربه همسايه بر ديوار خانه شان از خواب بيدار مي شوند.
حتي در روستاهاي دورافتاده پایین تر از گوگ تپه خالصه سحرگاهان شور و نشاط خاصي حاكم است. چراغ خانه ها يكي پس از ديگري روشن مي شود، همسايه هاي ديوار به ديوار زنجيروار يكديگر را به فريضه الهي فرامي خوانند.
در گوگ تپه خالصه وسيله آگاه شدن مردم از اوقات شرعي، عمدتا به وسيله موذن هاي روستا، حركت ستارگان و بالاخره بانگ صبحگاهي خروس هاي محلي بوده است.
در بين عامه مردم، زمان سحري خوردن به اوباش يا اوباش دان مشهور است و وقت آن نيز يك ساعت مانده به اذان صبح است.
موذنين روستا، با صداي نافذ و گيرا، وقت سحر را بر پشت بامهاي منازل يا مسجد روستا با دعايي كه در محل به آن مناجات مي گويند، اعلام مي داشتند مناجات شامل چند قطعه دعا به زبان عربي و تركي و صلوات بر محمد و آل محمد (ص) است.
پيرمردان روستا، هنوز هم با حسرت زياد خاطراتي از شيوه بيان، گيرايي و زيبايي صداي مناجات خوانان نقل مي كنند.
 تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com



تاريخ : سه شنبه بیست و نهم اسفند ۱۳۹۱ | 16:21 | نویسنده : اسماعیل عبادی |
<< مطالب جدیدتر         مطالب قدیمی‌تر >>


.: Weblog Themes By Slide Skin:.